بخارست 1401
جلیل میخواهد شاخ اینستاگرام شود. او حین ضبط یک دوربین مخفی در سونای بخار استخر بخارست...
جلیل میخواهد شاخ اینستاگرام شود. او حین ضبط یک دوربین مخفی در سونای بخار استخر بخارست...
داستان فیلم تلویزیونی "دو راهی" درباره مردی است که با وارد کردن اجناس از آن سوی مرزها و فروختن آنها زندگیاش را در زاهدان میگذراند. تا اینکه او برای آموزش موتورسواران برای شرکت در مسابقه دعوت میشود و ...
خانواده مهاجر درخانهای قدیمی در دل خیابان فرشته که متعلق به دایی خانواده است زندگی میکنند. هر یک از اعضای خانواده از فضای این خانه به نحوی ارتزاق میکنند. با بازگشت دایی خانواده پس از سالها به همراه عروسش از خارج از کشور به نیت فروش خانه قدیمی خانواده مهاجر را وارد چالش و دردسرهای بزرگی میکند و این خانواده تلاش میکنند، به هر نحوی این خانه را حفظ کنند تا این که...
این فیلم روايتگر آبگيری پيش از موعد سد کارون 4 در سال 89 است که مشکلاتی را به همراه داشت.چون طرف خارجی قرارداد دائما با بهانه های مختلف بهره برداری از سد را به تاخير می انداخت که سيلابهای فصلی خطر زير آب رفتن روستاهای اطراف را به وجود می آورد و....
فیلم در مورد پسری ۱۴-۱۵ ساله به نام نوری است که پدر خود را از دست داده است و نزد عموی خود در مغازۀ شیشه بری کار می کند. او در عین حال در مدرسۀ شبانه مشغول تحصیل است. او که در شغل پدرش ـ کلیدسازی ـ تبحر زیادی دارد از سوی همکلاسی های بزرگسالش در مدرسه که باند کوچکشان قصد دزدی از گاو صندوق خانۀ جواهر فروشی را دارد، اجیر می شود ولی نمی پذیرد
مامه رحه فرد مبارز با ظلم خان، پس از مرگ همسرش به دلیل نرسیدن به موقع قابله، تصمیم می گیرد بلد کوهستان و راهنمای درماندگان در راه شود. موازی با قصه او، قصه دو دختر دانشجو به نام های رها و ترانه در زمان حال روایت می شود که برای انجام تحقیقی دانشجویی راهی کردستان شده اند ، اما در بهمن گرفتار می شوند و ...
این فیلم زندگی دختری جوان به نام ریحانه را روایت میکند که در آستانه ایام عزاداری امام حسین(ع) وارد خانهای قدیمی میشود. با ورود وی به این خانه اتفاقاتی رقم میخورد که باعث اختلاف بین همسایهها می شود. در واقع این فیلم روایت انسانهاست که در برابر مشکلات صبوری به خرج میدهند ،روایت انسانهایی که زیر چتر عاشقی ، بخل و حسد را از خود دور میکنند تا عاشقانه یکدیگر را دوست بدارند.
این سریال درباره مادر و دختری است که بعد از ۳۰ سال یکی از همرزمان مرد خانهشان را که دچار فراموشی شده است، پیدا میکنند و برای اینکه به حافظه او دست پیدا کنند به ناچار وارد دوران جنگ میشوند.