خنده بازار 1390
این مجموعه به تقلید طنزآمیز برنامههای سازمان صدا و سیما و طعنه به شخصیتهای مختلف مانند باب راس (لذت نقاشی/ "داد ماست" در "ذلت نقاشی") میپرداخت.
این مجموعه به تقلید طنزآمیز برنامههای سازمان صدا و سیما و طعنه به شخصیتهای مختلف مانند باب راس (لذت نقاشی/ "داد ماست" در "ذلت نقاشی") میپرداخت.
داستان این سریال دربارهٔ جوانی شهرستانی به نام امیر (امیرحسین آرمان) است که برای تحصیل به تهران میآید و جزو نخبگان علمی میشود، او به خواهر دوستش که در یک طلا فروشی کار میکند علاقه دارد، اما پدر دختر راضی به این وصلت نیست. از سویی دیگر امیر مجبور میشود در سرقت از طلا فروشی با دوستش حمید (پوریا پورسرخ) همکاری کند. امیر برای جلوگیری از فروش طلاها توسط حمید، مخفیانه به همراه طلاها از تهران میرود اما ساک حاوی طلاها در شهر محلات با ساک یک روحانی (مهدی سلوکی) عوض میشود و…
این مجموعه در هر قسمت از سه اپیزود شنگول و منگول، دالتون ها و مارکوپولو تشکیل شده است که سعی شده خانواده های امروزی را در قالب فضای داستان های گذشته برده و پیام برنامه که پیشگیری از مصرف مواد مخدر هست را به بیننده منتقل کند.
فصل اول: نیما زند کریمی (سیامک انصاری) که استاد تاریخ است، در مسیر تحقیق در مورد یک سلسله نامکشوف تاریخی (بین زندیه و قاجار)، با خوردن یک فنجان قهوه تلخ در زمان سفر می کند...
فصل دوم: بلوتوس (مهران مدیری) الماس کوه نور را می دزدد و با خوردن قهوه تلخ، به زمان حال می آید. سپس درباریان با خوردن همان قهوه به دنبال او می روند. اما با فرار بلوتوس، امکان بازگشت به گذشته برایشان فراهم نیست...
فصل سوم: در مراسم قهوه خوران همایونی در کافی شاپ، درباریان به همراه شخصیت های جدید به زمان گذشته می روند...
اسماعیل خزایی نوجوانی است که به اتهام سرقت منجر به قتل در کانون اصلاح و تربیت بهسر میبرد. البته اتهام سرقت از منزل مادربزرگش به همراه دوستش هومن را پذیرفته اما قتل مادربزرگ را نمیپذیرد. او در مدت اقامتش در کانون در کارگاه تراشکاری مشغول بوده و رفتار خوبی داشته است. اسماعیل که دلتنگ مادر شده از مددکارش آقای عزتی برای گرفتن مرخصی کمک میخواهد اما آقای عزتی میگوید او باید به اتهامش اقرار کند تا بشود به او کمک کرد. اسماعیل همچنان اسرار دارد که کار او نیست. مادر اسماعیل از داغ این اتفاق دق میکند و میمیرد. آقای عزتی او را برای تشییع میبرد اما خانوادهاش او را طرد میکنند...
مقدار زیادی پول، به شکلهای مختلف و غیر متعارف از شخصی به شخص دیگر رسیده است و هر شخصی با قربانی کردن دیگری پولها را تصاحب کرده ولی در نهایت خود قربانی پولها میشوند.
مردها فرشته نیستند درباره یک جوان نابغه کامپیوتر است که توسط گروه تبهکار ربوده می شود و …
در فیلم گور طلایی رامین، جسد پدرش را که فوت شده به قبرستانی که او وصیت کرده می برد و در آنجا متوجه می شود که قبر پدرش میلیون ها تومان می ارزد و وسوسه می شود تا قبر را بفروشد! حالا او برای پیدا کردن محلی برای دفن پدرش دچار مشکل می شود.