عکس های منتخب بازیگران ایرانی / دی ماه 92



مجموعه تصاویری از پشت صحنه سریال رهایی
علي و مرجان دو دانشجو هستند كه قرار است با يكديگر ازدواج كنند. مرجان ناگهان پي مي برد كه در آستانه مرگ قرار دارد. پذيرفتن اين واقعيت آن هم در آستانه يك زندگي جديد براي او سخت و دشوار است. در نهايت مرجان با اهداء چشمان خود به يك دختر نابينا و كليه هايش به بيماران نيازمند خود را براي پذيرفتن واقعيت آماده مي كند.
رفتار و شوخي هاي فرشته، دانشجوي باهوش رشته ي ادبيات، موجب سوء تفاهم براي مسئولان دانشكده مي شود. آن ها او را از تحصيل معلق مي كنند. برادرش عباس، كه به كار با كامپيوتر علاقه دارد، به او توصيه مي كند كه كاري پيدا كند. فرشته در يك شركت انتشاراتي مشغول به كار مي شود و عباس يك آدم آهني به نام مبارك مي سازد تا در كارهاي خانه به او كمك كند. عمه خانم به عباس و آدم آهني علاقه اي ندارد. بگو مگوي فرشته با يكي از همكارانش موجب مي شود كه او به نويسندگي علاقه مند شود. فرشته با راهنمايي هاي عباس احساسات قلبي خود را روي كاغذ مي آورد، كه به دست آقاي زندي، رئيس شركت مي رسد جعفر، مستخدم شركت، به فرشته علاقه مند است و خود فرشته به آقاي زندي دلبستگي دارد. فرشته با راهنمايي هاي برادرش و با استفاده از كامپيوتر موفق مي شود مسئولان دانشكده را در مورد نحوه رفتار و سكنات خود قانع كند. روزي كه فرشته براي رفتن به دانشكده قصد دارد از كار در شركت استعفا دهد آقاي آذر به او پيشنهاد ازدواج مي دهد.
سه دوست قديمي پس از حمله دشمن به محل كارشان در يك سكوي نفتي از يكديگر جدا مي افتند. آنها پس از روزها سرگرداني در دريا، دوباره در جزيره خارك به يكديگر مي پيوندند و مسئوليت صدور نفت را به عهده مي گيرند. آنها براي اين كار، هر يك نقشه اي جداگانه دارند. در حالي كه حمله دشمن به خارك براي قطع صدور نفت قطعي است...
هادي مخترع نوجواني است كه به علت عدم درك توانايي هايش، توسط يكي از معلمين از مدرسه اخراج مي شود. در منزل نيز به همين علت مشكلاتي با پدرش دارد، تا اينكه يك روز با به پرواز در آوردن هواپيماي مدل برفراز مدرسه، ناخواسته توجه مدير جديد مدرسه را جلب مي كند. مدير با اعتقاد به پرورش نبوغ جوانان سعي مي كند كه هادي را به مدرسه بازگرداند. اما چون او در تلاش تكميل يك موشك است از بازگشت به مدرسه امتناع مي كند. هادي پس از شكست در اختراع جديدش پي مي برد كه به آموختن نياز دارد. هادي به مدرسه بازمي گردد و ساخت موشك جديدي را از سر مي گيرد و اين بار با موفقيت به پرواز درمي آيد.
