خودرو تهران-11 1376
در هر قسمت از این مجموعهٔ تلویزیونی، همراه با یک اتومبیل پراید هاچبک که خرید و فروش میشود، به زندگی آدمهای مختلفی با ماجراهای گوناگون وارد میشویم.
در هر قسمت از این مجموعهٔ تلویزیونی، همراه با یک اتومبیل پراید هاچبک که خرید و فروش میشود، به زندگی آدمهای مختلفی با ماجراهای گوناگون وارد میشویم.
داستان این سریال در سال ۱۳۱۹ میگذرد و دربارهٔ زندگی دختری به نام مهربانو است که در فرانسه درس خوانده و پس از بازگشت به ایران به دلیل ناآشنایی از وضعیت کشور و آداب رسوم آن دچار بحران شدیدی میشود. همچنین قرار است به موضوعاتی تاریخی مثل کشف حجاب و کشت و تولید تریاک در این سریال پرداخته شود.
شخصیت اصلی قصه، مهربانو است که هلیا امامی آن را بازی میکند و ماجرای اصلی دربارهٔ عشقی است که بین او و خسرو با بازی حسین یاری و همچنین مهراد با بازی رضا یزدانی وجود دارد.
«در چشم باد» قصه زندگی خانوادهای است که رویدادها و لحظات تلخ و شیرین زندگیشان از دوره قیام میرزا کوچک جنگلی تا آزادسازی خرمشهر در آن به تصویر کشیده میشود، قصه از زمانی آغاز میشود که میرزا کوچک خان جنگلی، در گیلان اعلام جمهوری میکند و با این اقدام دوران پر حادثه تاریخ معاصر ایران آغاز میشود که سه دوره تاریخ ایران را بازگو میکند. پدر خانواده معروف به «ایرانی» از یاران میرزا کوچک خان جنگلی است. پس از کشته شدن میرزا، ایرانی همراه خانوادهاش به تهران کوچ میکند و با دایر کردن یک چاپخانه فعالیتهای سیاسیاش را پی میگیرد.ایرانی ۳ پسر و یک دختر دارد که نام یکی از پسرها «بیژن» است و نقش او را «پارسا پیروزفر» بازی میکند. «بیژن» خلبان است و پس از ترک نامزدش «ایران نخجوان» با بازی سحر جعفری جوزانی در جنگ جهانی دوم با متفقین میجنگد. او پس از جنگ دستگیر و به خارج از کشور تبعید میشود.
بیژن زمانی که اسیر میشود عشق دوران کودکی خود یعنی لیلی《ستاره صفراوه》 را در ارتش شوروی پیدا میکند و به همراه او فرار میکند.
بیژن زمان جنگ ایران و عراق به ایران میآید و برای پیدا کردن پسرش مجبور میشود به جبهه برود. نقش پسر دیگر ایرانی به نام «نادر» را «کامبیز دیرباز» بازی میکند. «نادر» تاجر است و تمایل زیادی به دخالت در ماجراهای سیاسی ندارد. نقش همکار و دوست او را «رضا شفیعیجم» بازی میکند.اسد پسر کوچکتر خانواده «مهدی کاسه ساز» در حمله هوایی متفقین به نیروی دریایی بندر پهلوی به همراه یدالله بایندر شهید میشود. فاطمه دختر ایرانی گلاره عباسی با محمود دژگیر محمد رضا هدایتی ازدواج میکند.
یاور چلویی مدیریت رستورانی دارد که پسرش در آن مشغول به کار میباشد. پسرش دست به ازدواج دوم زده و بین او و پدرش در این زمینه اختلافاتی رخ میدهد. شاه میز رفیق صمیمی یاور در دانشگاهی که سرایدار آن میباشد به قتل میرسد. یاور پسر خود را مظنون در این کار میداند...
يك كافي شاپ با مشتري هاي ثابت و هميشگي اش توسط جواني اداره مي شود. ورود يك زن جوان به اين كافي شاپ دنج و آرام همه چيز را دستخوش تغييراتي مي كند كه...
در این فیلم «فرشید کیانی» (مهدی ماهانی) یک «سایکوپات سادیستیک» جنون آدمکشی دارد. «شیرین» (شیلا خداداد) که از همسر اولش دختری به نام «نازنین» دارد به عقد «فرشید» در میآید، بیآن که از گذشته وی چیزی بداند. «فرشید» که دچار اختلال شخصیتی آنتی سوشیال (ضد اجتماعی) است. دکتر معالج «نازنین» (نیکی کریمی) را وحشیانه میکشد. «آرزو حکمی» (بهاره افشاری) که خواهرش به دست «فرشید» در گذشته به قتل رسیده میکوشد تا با همکاری خبرنگار روزنامه «خبر حوادث» (حمید گودرزی) و جلب حمایت سرهنگ اداره آگاهی (جمشید هاشمپور)، قاتل خواهرش را به دام اندازد. «فرشید»، «آرزو» را از سر راه برمیدارد اما خود به دست «شیرین» و «نازنین» کشته میشود.[۳]
پاشا پاییزان مرد متاهل و میانسالی است که در زندگی شخصی و خانوادگی خود دچار کمبودهایی است و همواره احساس تنهایی میکند. پاشا طی اتفاقی با زن جوان و جذابی به نام لیلی آشنا میشود و به سرعت دلباخته او میشود. لیلی که از همسرش جدا شده است و میخواهد یک سایه سر داشته باشد با پاشا ازدواج میکند...
شيرين دختر جواني است كه خانواده اي سنتي و پدري متعصب و سخت گير دارد. دايي شيرين كه مدير يك آژانس هواپيمايي است، معمولاً با كمك مادر شيرين سعي مي كند پدرش حاج ابراهيم سرپولكي را از موضع سفت و سختش كمي پايين بكشد و در مورد كار كردن شيرين هم موفق مي شود و اجازه مي گيرد كه شيرين در آژانس او مشغول شود. جواني آمريكايي به نام ديويد هاوارد به محض ورود به آژانس، با ديدن شيرين كه صورتي شبيه به مينياتورهاي ايراني مورد علاقه ديويد دارد، دل به او مي بازد. از طرفي رقيب حاج ابراهيم در بازار فرش هم مي خواهد با وصلت پسرش محي الدين با شيرين، زمينه منافع مالي خودش را فراهم كند و وقتي از تماس هاي شيرين و ديويد با خبر مي شود، به حاجي خبر مي دهد و او هم مدتي شيرين را محدودتر مي كند.اما دايي و مادر باز حاجي را راضي مي كنند و وقتي ديويد به خواستگاري شيرين مي آيد، حاجي تكليف همه را معلوم مي كند: اين عروسي در صورتي سر مي گيرد كه همه چيزش ايراني باشد. ديويد مسلمان مي شود و تغييرات شديدتري را هم مي پذيرد. اما توطئه هاي بعدي محي الدين و پدرش كه سوابق ناجوري براي ديويد جعل مي كنند، عروسي را در آستانه به هم خوردن قرار مي دهد تا بالاخره با روشن شدن پاكي و بي گناهي او به دست دايي، عروسي سر مي گيرد.