برچسب داستان

من، چهارباغ و کابُل!

ساعت شش‌وربع عصر است. اولِ چهارباغ، زیر سایه درخت‌های حاشیه پیاده‌رو ایستاده‌ام تا دوستم که قرارم با او ساعت شش بوده و حالا بیست دقیقه‌ای‌ست منتظرش ایستاده‌ام، از راه برسد.

داستانی که خیلی‌ها آن را باور نداشتند

کتاب تن‌تن و سندباد را می‌توان یک کتاب استراتژیک در حوزه‌ی ادبیات نوجوان به‌شمار آورد. این کتاب که در سال ۱۳۷۰ نگارش شده است، با نگاهی دقیق و نافذ مسئله‌ی نوظهور زمان خود را به عنوان موضوع و هسته‌ی اصلی داستان برگزیده است. هدف نویسنده از خلق چنین داستانی، پرداخت استعاری و غیرمستقیم به مسئله‌ی «تهاجم فرهنگی» غرب به شرق است. جالب آنکه در ابتدای دهه‌ی هفتاد، مسئله‌ی تهاجم فرهنگی امری واضح و قابل رؤیت برای همگان نبود و حتی علی‌رغم تأکیدات فراوان رهبرانقلاب، این امر برای طیف وسیعی از دست‌‌اندرکاران و مسئولان گنگ و نامفهوم بود...

یک رویاروییِ رؤیایی!

بعد از «خانه» با همه جزئیاتی که در خود دارد (اتاق‌ها، نشیمن، سالن پذیرایی، حیاط و…)، «شهر» دومین اقامتگاه ما آدم‌های شهرنشین است.

توطئه نتانیاهو در کاخ سفید

اسرائیل برای ازسرگیری جنگ ایران و آمریکا به آب و آتش می زند. نتانیاهو به واشنگتن می‌رود تا ترامپ را برای حمله به ایران تحریک کند؛ ماجرای شبیه داستان فوریه که منجر به جنگ 40 روزه شد.

لو رفتنِ ادامه داستان «بامداد خمار»؟!

تاریخ انتشار : ۱۴۰۵/۰۵/۱۱ ساعت ۰۹:۱۰گروه فرهنگی: سریال «بامداد خمار» به کارگردانی نرگس آبیار در روزهای اخیر با حاشیه‌هایی درباره اتهام سرقت ادبی مواجه شده و گروهی از نویسندگان ادعا کردند که نسخه اصلی و اولیه سریال توسط آن‌ها نوشته شده…