نوروز 72 1371
این برنامه نخستین برنامهٔ تلویزیونی طنز آیتمی بود که بعدها در مجموعههای مشابهی مانند «ساعت خوش» و … متداول شد.
این برنامه نخستین برنامهٔ تلویزیونی طنز آیتمی بود که بعدها در مجموعههای مشابهی مانند «ساعت خوش» و … متداول شد.
گربه های گربستان به طمع رسیدن به آرزوهای خود قصد دارند با شرکت در مسابقه ای که دسیسه مشاور حاکم شهر گربه هاست، شرکت و به شهر گربه ها عزیمت کنند، غافل از اینکه حاکم به کمک تحقیقات و کشفیات گرفسور تصمیم دارد عمر آنها را گرفته و به خودش اضافه کند حاکم شهر گربه ها با این کار بیشتر از همه گربه ها عمر خواهد کرد، اما شنگول و گربه های دیگر با نقشه ای به کمک گرفسور که تحت فشارهای حاکم خسته شده است، می آیند تا...
«در روزهای قبل از عید زندانیان برای گرفتن مرخصی تلاش زیادی میکنند و به برخی از آنها مرخصی داده میشود اما در این بین ۴ نفر از آنها که بیشترین استحقاق برای دریافت مرخصی داشتند با مرخصی شان موافقت نمیشود و بدینترتیب اتفاقات تازه ای آغاز میشود …
آقای ملکی (فتحعلی اویسی) که صاحب یک آژانس هواپیمایی است، بعد از رسیدن ارثیه هنگفت عمه اش تصمیم به راه اندازی خطوط هوایی ملکی ایرلاین (مال) و اولین فرودگاه خصوصی کشور می کند. داستان سریال مربوط به ماجراهای این فرودگاه است.
خاتون نوشتهای داستانی-تاریخی از خانوادهای است که از اوایل شهریور ۱۳۲۰ آغاز شده و در دوران اشغال ایران توسط متفقین دچار تحولاتی میشود. این برهه از تاریخ ایران با همهٔ فراز و فرودش در زندگی تک تک ما جریان دارد.سریال خاتون داستان زنی از زنان این سرزمین است که روزی روزگاری در ایران برای زندگی جنگیدهاند.
عموی مراد فوت میکند و چون وارث دیگری ندارد تمام ارثش به مراد (حامد وکیلی) و خانوادهاش که در ده زندگی میکردند میرسد. این آغازی میشود بر نقل مکان آنها از ده به شهر تهران و تفاوت فرهنگی که داستانهای زیبایی را خلق میکند…
يوسف مسكوب صبح كه مي شود، مي رود نان سنگك مي گيرد و يكي هم براي پيرزن همسايه كه هيچ وقت او را نمي بينيم مي گيرد. آقا يوسف با دخترش رعنا صبحانه مي خورد. كيفي زير بغل مي زند و از منزل به سر كارش مي رود. در ميانه راهش وارد قهوه خانه اي مي شود كه آنجا همه او را مي شناسند. با دوستش مرتضي جباري يك بار ديگر صبحانه مي خورد.
كيف قبلي اش را با كيف ديگري عوض كرده و به سر كاري مي رود كه عارش مي آيد دخترش رعنا بداند. آقا يوسف خانه هاي مردم را تميز مي كند. مرتضي گاهي او را مي رساند و در راه با هم درددل مي كنند. مرتضي سال ها پيش از همسرش عصمت جدا شده و حق ندارد دخترش مريم را ببيند. وساطت آقا يوسف هم فايده اي ندارد. او عصرها قبل از رفتن به خانه، سري به عروس و نوه اش مي زند.
پسرش حميد مدتيست به كانادا رفته و آقا يوسف جور خانواده او را مي كشد. يوسف بسيار دل بسته رعنا و نگران اوست. در خانه اي كار مي كند كه صاحبش دكتري است كه او را هرگز نمي بينيم اما دائماً زن ها به او تلفن مي زنند. ترگل كه در خانه دكتر كار مي كند از رفت و آمد زن ها به خانه اش براي آقا يوسف حرف مي زند. در حين تميز كردن خانه، ناگهان...
ديويد پسر خاخام الياس مشوه شمعون پس از سال ها اقامت در هلند و پايان تحصيلاتش براي زيارت و ملاقات با شخصي به نام شيخ كريم وارد فلسطين مي شود. خاخام كه قصد دارد پسرش را در الخليل نگه دارد و براي آينده ي او در دستگاه حكومتي صهيونيست ها اميدها دارد، ديويد را به مقامات معرفي مي كند. اما مأموران موساد كه از مقاصد ديويد مطلع شده اند به دنبال او مي روند...