برچسب داریوش سلیمی

شب آفتابی 1380

لیلا، منصور،مهناز و بهنام دست به یک سرقت کلان از جواهرفروشی می‌زنند.لیلا جهت کمک به بهنام که زخمی شده به داروخانه می‌رود تا باند تهیه کند،که توسط پلیس دستگیر شده و به مدت ده سال روانه زندان می‌شود. بهنام که قصد ازدواج با او را داشته،بعد از چهار سال او را فراموش کرده و با بهناز ازدواج می‌کند.لیلا در زندان در ایام محرم خواب فاطمه زهرا را می‌بیند که به او می‌گوید مادرش را پیدا می‌کند.رئیس زندان ۲۴ ساعت به او مرخصی می‌دهد،تا مادرش را پیدا کند. او با بی بی که در ایام محرم مجلس عزا بر پا می‌کند آشنا می‌شود لیلا،بهنام را که حالا رئیس یک باند بزرگ مواد مخدر است،پیدا می‌کند و آنها را به پلیس لو می‌دهد و خود دوباره به زندان بازمی‌گردد و پس از ۶ سال دوباره به نزد بی بی بازمی‌گردد.

شغل شریف 1389

ارسلان در کار پایان نامه و ترجمه به همکلاسی اش شیوا که به او علاقمند شده کمک می کند و پس از اینکه شیوا فارغ التحصیل می شود به او حرف دلش را می گوید ولی شیوا می گوید که قصد دارد به خارج از کشور برود تا با پسری که از دو سال پیش با وی در ارتباط است ازدواج کند از طرفی ارسلان باید به وصیت پدر مرحومش شغل مدیریتی داشته باشد ولی هیچ کجا به او کار خوبی پیشنهاد نمی شود تا اینکه او به سفارش یکی از دوستانش در غسالخانه کار پیدا می کند مادرش ابتدا مخالفت می کند ولی بعد که او را مستاصل می بیند قبول می کند . آنها بارها به خواستگاری می روند ولی کسی به ارسلان که در غسالخانه کار می کند دختر نمی دهد تا اینکه مادرش ....

قاب های خالی 1385

داستان قاب‌های خالی دربارهٔ زندگی سه نسل از زنان یک خاندان ایرانی است و به فرهنگ و آداب و رسوم اقوام آذری، گیلکی و نقاط مشترک آنان می‌پردازد. زندگی مارال که سرگرم آماده‌سازی تئاتر جدیدی در کنار نامزدش، فریدون است با ورود نازنین به صحنه کارشان دستخوش ناآرامی می‌شود. مارال نگران است که حضور نازنین در زندگی مشترکش با فریدون نیز تأثیر بگذارد. از طرف دیگر مارال نگران بیماری مادربزرگش، سولماز نیز هست. به همین دلیل از فریدون فرصتی می‌خواهد تا بتواند کمی به ذهنش استراحت بدهد اما فریدون با این پیشنهاد مخالفت می‌کند، اختلاف بین مارال و فریدون باعث نزدیکی بیشتر مارال به سوی مادربزرگش می‌شود، مادربزرگ (سولماز) خاطرات دور و درازش را برای مارال تعریف می‌کند و از زمانی می‌گوید که در دوران کودکی همراه پدر و مادرش برای کار به قفقاز سفر می‌کنند، اما با به قدرت رسیدن بلشویک‌ها بخش عظیمی از ایرانیان مهاجر قفقاز به ایران برمی‌گردند؛ در حالی که در ایران حوادث زیادی منتظر آنهاست در نهایت مادر بزرگ که اولین بازیگر زن ایرانی در تئاتر است دفترچهٔ خاطراتش را در اختیار مارال می‌گذارد خاطرات پر فراز نشیب سولماز (مادر بزرگ) بازگوکننده فضا، احوالات، فرهنگ و آداب و رسوم و حوادث ایران در آن مقطع تاریخی است

آقا و خانم سنگی 1394

سعید سنگی باغچه ای را که پدرش به نیت هزینه ازدواج سه خواهرش کنار گذاشته را فروخته و مزرعهٔ شترمرغ راه انداخته‌است. غافل از اینکه نوه عموی جوانشان احسان سنگی، عاشق سحر خواهر کوچکتر سعید شده‌است. نیت احسان برای ازدواج با سحر همزمان می‌شود با از دست رفتن مزرعه در اثر یک کلاهبرداری بزرگ. سعید شرط‌هایی برای ازدواج احسان و سحر می‌گذارد که تن هر بیدی را می‌لرزاند. اما احسان سنگی گویی چنار است و با هیچ شرطی نمی‌لرزد. حالا سعید باید قبل از تحقق شرایط باید مزرعه را احیا کند، وگرنه اتفاقی می‌افتد که نباید بیافتد…

سه دنگ سه دنگ 1389

«نصرت عشقی» (با بازی سیروس گرجستانی) سال‌هاست در یکی از محلات قدیمی تهران، نانوایی سنگک دارد و به اتفاق سه پسرش «مسعود» (جواد عزتی)، «محمود» (عباس جمشیدی‌فر) و «منصور» (اشکان اشتیاق) آنجا را اداره می‌کند. اما تنها سه دانگ از مغازه به نام اوست و سه دانگ دیگر، متعلق به شریک و دوست قدیمی‌اش «پرویز» (با بازی محمد کاسبی) است که ۱۰ سال قبل از ایران مهاجرت کرده و اکنون در ایتالیا زندگی می‌کند. پرویز پس از سال‌ها به ایران می‌آید تا سه دانگ سهم خود را بفروشد. نصرت که برای این نانوایی رنج و زحمت زیادی کشیده‌است، در تلاش است تا پولی جور کند و سه دانگ پرویز را خودش بخرد، اما در این میان، ماجراهایی پیش می‌آید که زندگی او و خانواده‌اش را تحت تأثیر قرار می‌دهد و آن‌ها نیز تصمیم می‌گیرند تا به خارج مهاجرت کنند؛ تا اینکه…

زیر هشت 1389

مرد ۴۰ ساله‌ای به اسم عطا (امیر جعفری) که حاشیه‌نشین شهر تهران است، راننده و پادوی حاجی «کارخانه» است. عاشق منیژه (پانته آ بهرام) دختر حاجی می‌شود و به خاطر او و با نقشه او از جواهر فروشی سرقت می‌کند. و به زندان می‌رود. اما منیژه که فقط به خاطر انتقام گرفتن از پدرش که بعد از مرگ مادرش یک زن دیگه به اسم مهری (پوراندخت مهیمن) گرفته بود با عطا همکاری می‌کرد. چون پدرش بعد از سرقت سکته کرده بود، پشیمان شد و با مردی به اسم عادل (آرش مجیدی) ازدواج کرد و از محله شان رفت. عطا که در زندان با مردی به نام عیوضی (آتیلا پسیانی)، راننده کامیون، آشنا شده و نجاری یادگرفته توسط او متوجه ازدواج منیژه می‌شود و انگشتانش زیر دستگاه از بین می‌رود و از زندان بیرون می‌آید تا از منیژه انتقام بگیرد. منیژه برادر ناتنی به اسم منصور (کامران تفتی) دارد که کاشف راز بزرگ سرقت از جواهر فروشی و برلیان‌های ۶۰۰ میلیونی است. وقتی عطا مزاحم خواهرش می‌شود، او بچه‌های خواهر عطا، ملیحه (شیوا ابراهیمی)، را می‌دزدد تا عطا را سر بدواند…

در کنار هم 1397

«در کنار هم» عنوان یک مجموعه نمایشی طنز است که پیرامون سبک های فرزندپروری در جهت جلوگیری از آسیب های اجتماعی به ویژه اعتیاد تهیه شده است.

فراموشی 1390

قصه این سریال درباره سام شکرچیان مردی ۴۵ ساله است که غرق در کار و تجارت است. او به واسطه ناکامی در یک معامله کلان به شدت عصبانی و آشفته است. این آشفتگی باعث می‌شود تا در راه شمال، با یک وانت تصادف کند و این آغاز ماجراست ...