برچسب داریوش حکمت

خواب زمستانی 1386

سه خواهر از سه نسل مختلف، در شرایط سخت مالی با هم زندگی می کنند و در تلاشند تا راه آینده ی خود را انتخاب نمایند... «فریده» که بعد از مرگ پدر، عهده دار سرپرستی خواهران کوچکتر خود «فرزانه» و «فرشته» است بر اثر حادثه ای، عاقبتش به صندلی چرخدار کشیده می شود و ناچار کارش - تدریس - را رها کرده و خانه نشین می شود... «فرزانه» که در کارخانه ای مشغول شده، مورد علاقه و خواستگاری «مصفا» مدیر کارخانه قرار می گیرد، اما او خواستگار دیگری نیز در کارخانه دارد، «بهرام » طراح کاشی ها... «فرشته» که به رشته ی تحصیلی اش در دانشگاه (حسابداری) بی علاقه است، در جستجوی شغلی برای خود است. «حامد» شاگرد نجار محله، علاقمند اوست و سعی دارد فرشته را در کارهایش یاری دهد... دائی «مصفا» که در پی کار خواهرزاده اش است بعد از آشنایی با «فریده»، علاقمندش شده و او را به ادامه ی فعالیت گذشته اش - تدریس - ترغیب می کند... «فرشته» در جستوجوی شغل، به آموزشگاه بازیگری می رود و چون در این رشته مستعد است، به زودی به برابر دوربین می رسد و از این پی سعی می کند که از «حامد» دور شود... مصفا وقتی پاسخی از «فرزانه» نمی شنود، از تصمیم اش منصرف می شود، امّا «بهرام» مجدانه خواستگار و خواهان «فرزانه» است... «فریده» مجدداً کار گذشته اش، تدریس را از سر می گیرد...

از صمیم قلب 1379

دكتر مهرداد قادري با دختر دلخواه خود ثريا اعتمادي ـ كه خبرنگار خبرگزاري جمهوري اسلامي است ـ ازدواج مي كند و دنيا، دختر همسايه، كه از كودكي با مهرداد بزرگ شده با اندوه بسيار در مراسم عقد مهرداد شركت مي كند. از طريق خبرگزاري به ثريا گفته مي شود كه براي تهيه ي خبر به بوسني هرزگوين برود. ثريا به رغم مخالفت مهرداد و مادرش به اين سفر مي رود. اما يك روز خبر مرگ ثريا به اطلاع مهرداد مي رسد و او دچار ناراحتي روحي مي شود. دنيا براي كمك به مهرداد بار ديگر وارد زندگي او مي شود و تلاش مي كند تا او را به زندگي اميدوار كند. مهرداد با دنيا ازدواج مي كند اما مدتي بعد ثريا كه به اشتباه تصور مي شد كشته شده به خانه برمي گردد و زماني كه درمي يابد مهرداد همسر ديگري اختيار كرده، خانه را با عصبانيت ترك مي كند. مهرداد به ثريا مي گويد كه به زودي از دنيا جدا خواهد شد و بار ديگر در كنار او زندگي خواهد كرد. دنيا در ملاقاتي با ثريا به او مي گويد كه از مهرداد باردار است، اما حاضر است به خاطر خوشبختي آن ها از او جدا شود. مهرداد در پي ثريا به هتل محل اقامت دنيا مي رود و پيش از آن كه وارد هتل شود آن ها را مي بيند كه در كنار يكديگر از هتل خارج مي شوند.

پوپک و مش ماشاالله 1388

پوپک (مهناز افشار) به‌تازگی از خارج برگشته است. خاله‌اش احترام‌السادات (با بازی مریم امیرجلالی)، که به خاطر بیماری در بیمارستان بستری می‌شود، وی را به مباشرش، مش ماشاالله (فرهاد آئیش) که فردی خشک است می‌سپارد….[۲]

روز کارنامه 1381

آراد در روز گرفتن كارنامه اش متوجه مي شود باز هم در ديكته تجديد آورده، ناظم مدرسه او را شماتت مي كند كه چرا وضعيت درسي شاگردي كه پدرش دكتر و مادرش كارشناس باستان شناسي است، بايد اينگونه باشد. آراد پريشان به خانه مي رود و در پي يافتن راه حلي براي فرار از شماتت پدر و مادرش، با نوشتن نامه اي خطاب به آنها مي گويد كه قصد دارد خود را از بالاي برج سياه به پايين پرتاب كند. او زماني به برج مي رسد كه هم زمان است با حمله مسلحانه شخصي به نام امير كه براي انتقام به سراغ باجناقش فريدون آمده، كه در همان برج كار مي كند. امير براي فرار از دست پليس به پشت بام مي گريزد. آراد نيز كه قصد دارد خود را از آن بالا به پايين پرت كند، او را مي بيند. امير آراد را سپر بلا مي كند تا از ساختمان بگريزد. آراد كه حالا مشكل خودش را فراموش كرده، كارها و زندگي امير برايش كنجكاوي برانگيز مي شود و تصميم مي گيرد او را همراهي كند. از طرفي نيز خانواده آراد در جستجوي او هستند. امير كه در كشتن باجناقش ناكام مانده همراه با آراد به خانه او مي رود و زن و تنها فرزندش را به گروگان مي گيرد. فريدون كه پي برده جانش در خطر است زماني كه به خانه مي رسد تا براي گريز همراه با زن و بچه اش به مسافرت برود، خود را با امير رو در رو مي بيند. امير او را به جايي خارج از شهر مي برد و مي گويد براي انتقام گرفتن و به خاطر اين كه امير باعث شده زن و زندگي اش را از دست بدهد و شش سال زنداني شود، قصد كشتن او را دارد. آراد كه آشفته شده به امير اعتراض مي كند و از فريدون قول مي گيرد تا دل امير را به گونه اي به دست آورد. از آن طرف هم آراد كه ديگر با امير رفيق صميمي شده و خيالش از جانب او راحت است تصميم به برگشت به خانه مي گيرد. خواهر آراد كه به طور اتفاقي كارنامه او را پيدا كرده آن را به مادرش نشان مي دهد و حالا باز همه چيز تازه شروع مي شود.

میگرن 1390

قصه اين فيلم تو يه آپارتمان چند طبقه مي گذره كه وقتي در و باز مي كني و وارد ساختمون مي شي و از طبقه اول و دوم اش مي گذري، به طبقه سوم، مي رسي به يه خونه كه توش رعناي مترجم زبان با تنها دختر نه سالش زندگي مي كنه كه قصه شون زندگيه. و...

سیزده 59 1389

سیزده 59 روایت رزمنده‌ای به نام جلال (پرویز پرستویی) است که سال 59 در جنگ مجروح می‌شود و به کما می‌رود. سی سال بعد، در حالیکه هیچ‌کس امیدی به بیدار شدن سید جلال و بهبود او ندارد، ناگهان سید جلال چشم‌هایش را باز می‌کند و وارد دنیای جدیدی می‌شود. در ابتدا با توصیه پزشک، خانواده و دوستان جلال سعی می‌کنند در بیمارستان فضایی مشابه سال 59 بیافرینند تا از رویارویی جلال با حقیقت سی سال ازدست‌رفته زندگی‌اش جلوگیری کنند. اما وقتی جلال در قاشق تصویر درهم‌شکسته صورت خود را می‌بیند، از بیمارستان فرار می‌کند. سید جلال، درست از میانه جنگ به سی سال بعد پرتاب‌شده است و در خیابان‌ها و بزرگراه‌های تهران مدرن به دنبال ردی از گذشته سرگردان می‌شود.

تاج محل 1391

حسين مرادي، کارگر 60 ساله ي آباداني، بارها مجبور بوده تعدادي از همکارانش در شرکت کشتي سازي را بنابر خواست کارفرما اخراج کند. ولي اين بار تصميم گرفته که با قرعه کشي، بختي براي برخي از کارگرها قائل شود. در اين ميان يکي از کارگرها به اخراج خود اعتراض مي کند و با حسين گلاويز مي شود . چند روز بعد ...

صداها 1387

ساکنان دو واحد آپارتمانی با شنیدن صدا های مشکوکی که از واحد اول نا خواسته درگیر ماجرا هایی خونبار وتلخ می شوند.آنها به دلایل متعدد ، هیچ علاقه ای به درگیر شدن با این ماجرا ها ندارند.اما تنها صدا هایی که می شنوند، ناخواسته روی زندگی آنان تاثیر می گذارد.