آغوش شکسته ی درخت توت (کوتاه) 1404
سایه داستان پیرمرد تنهایی ست که انگیزهای برای ادامه زندگی ندارد و به فکر خودکشی افتاده است. در همان زمان اتفاقات عجیبی در خانه او رخ داده و او از تصمیمش منصرف می شود.
سبا به همراه پدرش، قرار است برای تماشای مسابقه فوتبال، به استادیوم بروند. اما پیش از رفتن به استادیوم، پدرش او را به یک قهوهخانه برده و رازی را برای او فاش میکند.
مجبوریم داستان گلبهار دختر کارتن خوابی میباشد که با دوست پسرش مجتبی بچه دار میشوند و این بچه ها را میفروشند. مجتبی گلبهار را مجبور میکند به نامزدی مردی به نام آقا کریم که از همسرش باردار نمیشود درآید تا صاحب فرزند شود. پس از مدتی آقا کریم متوجه میشود که گلهبار باردار نمیشود. گلبهار را مجبور میکند که آزمایش دهد و پس از آزمایش متوجه میشود لوله رحم اش بسته شده است.