برچسب خلیل نظری

اعتراف میکنم 1405

سریال اعتراف می‌کنم، ماجرای یک گروه تحقیق و بازجویی است که در هر قسمت پرونده‌‌ای پیچیده را بررسی می‌کنند تا مجرمان خطرناکی را وادار به اعتراف کنند.

آبان (پوکر) 1403

سریال آبان روایت یک نخبه هوش مصنوعی با نام آبان است که الگوریتمی را برای سرمایه‌گذاری و کسب سود در بازارهای مالی طراحی کرده است. آبان اما با سرمایه‌گذار پیشینش به مشکل برخورده و حالا بایستی بدهی چند میلیاردی‌اش را به سرعت تسویه کند، در غیر این صورت به زندان خواهد افتاد و…

قهرمان 1399

رحیم (امیر جدیدی) خطاط و نقاشی مطلّقه است که به علت عدم پرداخت بدهی‌اش به بهرام (محسن تنابنده) به زندان افتاده‌است. رحیم به مرخصی دو روزه‌ای می‌آید. او پسری دارد که لکنت زبان دارد و با منشی کلینیک گفتاردرمانی او فرخنده (سحر گلدوست) در رابطه است.

فرخنده به رحیم می‌گوید که کیفی حاوی چند سکهٔ طلا پیدا کرده‌است و با فروش آن‌ها می‌تواند بدهی خود را به بهرام بدهد، اما رحیم می‌فهمد که پول سکه‌ها کافی نیست و بهرام تمام طلبش را می‌خواهد، زیرا آن پول برای جهیزیهٔ دخترش بوده‌است.

پس رحیم در سطح شهر اعلامیه پخش می‌کند تا صاحب کیف را پیدا کند. این کار رحیم، توجه تلویزیون و رسانه‌های مجازی را جلب می‌کند و مردم به رحیم لقب قهرمان را می‌دهند.

دولت مخفی 1392

مجموعه تلویزیونی دولت مخفی روایتی داستانی دارد و فیلمنامه آن بر اساس خاطرات مستند برخی ازآزاده‌ها نگاشته شده‌است. بعضی شخصیت‌های این مجموعه تلویزیونی حقیقی هستند و از آن‌ها می‌توان به سید آزادگان سید علی اکبر ابوترابی اشاره کرد.پژمان بازغی (سعید) از بازیگرهای اصلی این مجموعه است، او که از جوانان جنوب کشور است با شروع جنگ، پدر خود را از دست می‌دهد. در واقع پدر او مفقود می‌شود و سعید برای نجات جان بقیه اعضای خانواده، آن‌ها را به شمال کشور می‌آورد. اما خودش در این منطقه نمی‌ماند و بین جبهه و شمال در رفت و آمد است تا این که در یکی از عملیات‌ها به اسارت درمی‌آید و بعد از اسارت اوست که ادامه داستان مجموعه تلویزیونی در اردوگاه‌های عراقی روایت می‌شود. لاله اسکندری نیز در این مجموعه تلویزیونی نقش شخصیتی به نام پروانه را بازی می‌کند. سعید به پروانه علاقه‌مند است، اما هر بار که این دو نفر تصمیم به ازدواج می‌گیرند، اتفاقی باعث می‌شود تا این ازدواج صورت نگیرد.

زمین انسانها 1387

داستان این سریال در یک بیمارستان می گذرد.در این بیمارستان چند پزشک در حال گذراندن دوره هستند تا تخصص خود را در رشته مغز و اعصاب بگیرند.

ترش و شیرین 1386

نصرت خانم (مریم امیرجلالی) زنی متکی به نفس است که پس از مرگ شوهرش کمر همت بسته فرزندان قد و نیم قدش را به سختی اما آبرومندانه از آب و گل در آورده است. داستان از جایی شروع می‌شود که مهلت خانه اجاره‌ای نصرت خانم به سر آمده و او مجبور است به خانه‌ای دیگر نقل مکان کند اما این جابجایی باعث بروز ماجراهایی می‌شود که مسیر زندگی نصرت خانم و خانواده‌اش را تغییر می‌دهد.

متهم گریخت 1384

هاشم آقا (سیروس گرجستانی) و خانواده‌اش در شهرستانی نه چندان دور زندگی ساده‌ای دارند. او تا پیش از شدت بیماری در مغازه‌ای اجاره‌ای به تعمیر اگزوز مشغول بوده ولی به علت بیماری پزشکان او را از انجام کارهای سنگین منع کرده‌اند. از طرفی دختر دانشجویش در تهران برای او شغلی پیدا و خانه‌ای را اجاره می‌کند. هاشم آقا به ناچار کارش را تعطیل و به تهران مهاجرت می‌کند. مهاجرت هاشم آقا به تهران به همراه مادر (شهربانو موسوی) و همسرش (مریم امیرجلالی) و پسر (علیرضا جعفری) و دیگر دخترش (ملیکا زارعی) و دامادش (علی صادقی) داستان بسیار جالبی رقم خواهد زد.

آنکه دریا می رود 1385

رزمنده جواني در آستانه آغاز عمليات، توسط فرمانده اش فرا خوانده مي شود، از او خواسته مي شود براي فعاليت بيشتر در عمليات، روزه اش را بشكند. رزمنده فرصت كوتاهي دارد تا از حد ترخص شهر گذشته پس از افطار مجدداً به خطوط نبرد بازگردد و در اين ميان سلسله حوادثي حركت او را براي گذشتن از حد ترخص (قبل از اذان ظهر) با مشكل روبرو مي كند و...