سرنوشت (هندونه دات کام) 1390
نادر جوانی هندوانه فروش اهل جنوب تهران در حال کسب و کار با رقبای خود درگیر می شود و تمام سرمایه اش را به یک باره از دست می دهد. در همین حین مردی به او مراجعه می کند و به او پیشنهاد درآمد میلیاردی می دهد که …
نادر جوانی هندوانه فروش اهل جنوب تهران در حال کسب و کار با رقبای خود درگیر می شود و تمام سرمایه اش را به یک باره از دست می دهد. در همین حین مردی به او مراجعه می کند و به او پیشنهاد درآمد میلیاردی می دهد که …
مردی ثروتمند به نام عزیز خان( که تصمیم دارد نصف تهران را بخرد) ، دچار یک حادثه طراحی شده توسط دامادش (هوشی) شده و از بالای یکی از دهها برج در حال ساخت خودش ، به پایین سقوط میکند و به بیمارستان برده میشود . در بیمارستان پلیسی به نام مجید طبق اعلام بلندگوی بیمارستان که نیاز به خون را اعلام میکند به عزیز خان خون اهدا می کند .
با این کار ، بین بدن عزیز خان و بدن مجید ، تله پاتی صورت می گیرد ، یعنی هر اتفاقی که برای مجید بیفتد برای عزیز خان هم می افتد وهمین سرآغاز مصیبت های عزیزخان می شود . چون مجید ، یک پلیس است و مدام در حال درگیری با اراذل و اوباش و در معرض آسیب . لذا عزیز خان با ترفندچینی درصدد استخدام شخصی مجید برای خود و در نتیجه حفظ جان اوست که با مخالفت مجید روبرو می شود .
از طرفی داماد طماع ( هوشی ) با اجاره کردن یک نفله کن به ظاهر حرفه ای (شغال) ، در صدد محو پدر زن خود و به چنگ زدن ثروت کلان برای خلاصی از فشار طلبکاران است و مدام با ترفندها و نقشه هایی درصدد از بین بردن عزیزخان است که بارها با ناکامی روبرو می شود .در انتها ، با به چنگ افتادن هوشی به دست مجید پلیس ، راز این تله پاتی کشف و با یک تلنگر روحی به عزیزخان به پایان میرسد .
داستان فیلم درباره خانوادهای است که خانم خانه برای همسرش یک تبلت هدیه میگیرد و همین هدیه، سرمنشاء گرفتاریهای خانواده میشود یعنی وی با ورود بیرویه به شبکههای اجتماعی، هم از فرزند و شوهرش غافل میشود و هم از این طریق با آشنایی با یکی از دوستان دوران دانشگاهی خود، یکسری عکسهای شخصی و اطلاعاتی را به او ارائه میدهد اما غافل از اینکه او...
در فیلم آقای بازیگر ، شرایط زندگی باعث می شود بازیگر معروفی در آرزوی زندگی بهتر، خود را در قالب های مختلف جا بزند و…
فریدون (فری) جوانی بیکار است که قبلاً در یک نمایشگاه ماشین کار میکردهاست و بنا به دلایلی از کار اخراج شدهاست. او عشق ماشین وانت دارد که آن را با رینگ اسپرت سوار شود، فریدون در خانه بلقیس خانم مستأجر است و بلقیس کمک میکند تا به کمک وامی که از مسجد محل میگیرد وانتی تهیه کند و در کنار دوستش که چوبدار (گوسفند فروش) است به جابجائی گوسفندان قربانی میپردازد. بلقیس که پسرش حمید را گم کردهاست به دنبال اوست و فریدون به صورت اتفاقی در یکی از خانههائی که گوسفند قربانی بردهاست او را میبیند و خبر دیدن حمید را که اکنون نامش بابک است به بلقیس میدهد، بلقیس بی صبرانه برای دیدن حمید میرود، وقتی او را میبینید…
نگار دختر جوانی که گرفتار یک باند قاچاق مواد مخدر شده است اقدام به سرقت شناسنامه برای این باند میکند. غلام پدر نگار که گرفتار اعتیاد است برای پیدا کردن دخترش به تهران میآید و از صفر دوستش که سرایدار یک باغ بزرگ در خارج از شهر است میخواهد که در پیدا کردن نگار به او کمک کند. در نهایت پای پرویز خان سر دسته باند به باغ باز میشود و…