چهارراه استانبول 1396
بهمن و احد توليدکنندگان ورشکسته اي هستند که از دست طلبکاران خود، فراري اند. آتش سوزي پلاسکو، شرايط ديگري را برايشان رقم مي زند
بهمن و احد توليدکنندگان ورشکسته اي هستند که از دست طلبکاران خود، فراري اند. آتش سوزي پلاسکو، شرايط ديگري را برايشان رقم مي زند
این فیلم داستان زنی به نام صحرا(باران کوثری) است که در ابتدای قصه همسر خود را از دست میدهد و برای رسیدگی به اموری به محل کار همسرش میرود و در آنجا متوجه میشود که همسرش با شناسنامه شخص دیگری به نام طاهر (رضا بهبودی) که نام فامیلیش با همسر صحرا یکی بوده و برایش کار میکرده، او را به عقد خود در آورده است، و حالا چون هنوز صاحب شناسنامه زنده است، صحرا میخواهد که نام او را از شناسنامه خود پاک کند، پس دوستانه این موضوع را با طاهر مطرح میکند، اما طاهر به فکر اخاذی کردن از صحرا میافتد...
فیلم داستان پسرک بی نام و نشانی را از دوران کودکی تا بزرگسالی روایت می کند که از روز تولد متوجه تفاوت آشکار خود با دیگران می شود. او چپ دست است و عقایدی متفاوت از همفکرانش دارد اما..
داستان زنی معتاد (سارا بهرامی) است که همسرش (امین حیایی) او را رها کرده و مجدداً ازدواج کردهاست. زن معتاد (مهسا) که به او دروغ گفته شدهاست که فرزندش (باران/گلی) مرده است؛ متوجه میشود کودکش زنده است. پیگیریهای زن برای پسگیری فرزندش مشکلاتی را برای پدر دختر و زن جدید (مهناز افشار) به وجود میآورد و...
در خانواده اي آشفته که تقريبا همه اعضايش به نوعي درگير قضيه اعتياد هستند, دختري کم کم به زمان عروسي اش نزديک مي شود. اين ععروسي به شرايطي منجر ميشود که رابطه افراد خانواده ها با هم سرد شود و اعضاي خانوده رو به روي هم قرار بگيرند. از سويي ديگر برادر بزرگتر دختر, که پيش تر معتاد بوده و به نظر مي رسد پس از ترک زندگي سالمي دارد, با يک جوان افغاني قرار گذاشته که خواهرش را به عقد و ازدواج او دربياورد و البته در ازايش مبلغي دريافت کند تا بتواند کسبي با آن راه بيندازد. اما برادر کوچکتر که مواد فروش خرده پايي است و اعتياد شديش به مواد مخدر باعث ويراني روحي و جسمي اش شده, مخالف اين ازدواج است و ميخواهد دست برادر بزرگتر و ظاهر الصلاحش را رو کند.
بردیا پسربچه ای است که گم شده و پدرش (شهاب حسینی) هراسان در حال دویدن در خیابان است و این مسئله را به پلیس اطلاع میدهد که فرزندش گم شده. این موضوع باعث ورود افراد دیگری به ماجرا میشود و…
داستان سه مامور خارجي است که براي انجام عملياتي با يک نقشه دقيق و از پيش تعيين شده وارد ايران مي شوند اما از لحظه ورود با موقعيت هاي ويژه اي روبرو مي شوند که برنامه هاي شان را به هم مي ريزد.
درباره پدر و دختر روزنامهنگاري است که همپاي هم کار ميکنند و هيچکدام به خاطر ديگري ازدواج نکردهاند. دختر در يک نشريه کار ميکند و پدر هم بعد از مدتي دوباره دست به قلم ميشود.