برچسب خسرو شهراز

لارستان 6:30 بامداد 1391

به دنبال مرگ دانشمند هسته‌ای به نام دکتر بهرامی، سروان فخیمی و دخترش که تیم قتل اداره آگاهی هستند درگیر پرونده می‌شوند. آنها با یک پرونده عادی سر و کار ندارد چون کسی که کشته شده دکتر بهرامی نیست، با دخالت نیروهای اطلاعات مشخص می‌شود، مقتول بدل دکتر بهرامی است.

پس از مه 1389

فیلم داستان تلاش زنی به نام پوراندخت را روایت می‌کند که سعی دارد با آموزش گلیم‌بافی به زنان قشمی زمینه اشتغال زنان را در این جزیره فراهم آورد. در این کار حضور زنی به نام هنگامه که برای طلاق از همسرش به قشم رفته موجبات حوادثی می‌شود...

نفر هفتم 1389

مهندس اميربادكوبه، در اثر يك اتفاق متوجه راز پنهان مانده‌‌اي در گذشته‌اش مي‌شود و به تكاپو مي‌افتد تا پرده از اين راز بردارد.

دخمه 1397

در فیلم دخمه یه صدایی از ورودی خونه مدام تو گوشم می‌پیچید: عروسی خون چه بدشگونه؛ تور عروس غرق به خونه... صدای یه مرد حتما نبود... ولی صدای یه زن هم نبود... شاید صدای خودم بود... کجا شنیده بودم اول بار این صدا رو یا حتی شعر رو... کی برام خونده بود؟

نگران نباش سارا 1393

این فیلم درباره الاهه است که یک روز قبل از ازدواج خود ، برای دوستش سارا که در خارج از کشور به سر می برد فیلمبرداری می کند. او از خانواده و دوستان و حتی همسایه ها نیز فیلمبرداری می کند. الهه باور دارد که این آخرین روز از زندگی سخت او می باشد و بعد از ازدواج به تمام آرزوهای خود خواهد رسید. با این حال یک واقعه ناگهانی باور او را دچار تغییر می کند…

راحیل 1400

این فیلم تلویزیونی داستان دختر جوانی به نام راحیل را روایت می‌کند که با پیدا شدن مدارکی قدیمی؛ متوجه حقایقی در زندگی گذشته‌اش می‌شود که به یک سکوت ۲۵ ساله منتهی می شود. این حقایق تلخ، زندگی راحیل را تغییر داده و او را با چالشی بزرگ مواجه می‌کند.

بعد از سکوت 1389

داستان این فیلم درباره یک متخصص جراحی است؛ دکتر ناصر در"بعد از سکوت"،تحقیقات درمان ضایعات نخاعی و آموزش روی نمونه حیوانی را با موفقیت به پایان رسانیده و اکنون قصد انجام آزمایش و عمل جراحی روی نمونه انسانی را دارد.او می خواهد اولین عمل را روی دختر خود پریا که بیماری با ضایعه نخاعی است انجام دهد؛ولی فرزندش نمی پذیرد و دکتر ناصر در میان جانبازان جنگ تحمیلی به دنبال فرد موردنظر می گردد؛تا اینکه...

ناشناس 1391

داستان فیلم ناشناس به دوران دفاع مقدس باز می‌گردد و درباره جوان رزمنده ای به نام 'موسی' است كه قصد دارد با دختردایی خود 'هانا' ازدواج كند؛ 'موسی' در جبهه مجروح و نیمی از صورتش دچار سوختگی شدید می‌شود و ... .