برچسب خسرو خانمحمدی

چشم خدا 1389

این فیلم روايت‌گر زندگي دو جوان است كه با اعمالشان بر زندگي خود و اطرافيانشان تأثير مي‌گذارند. كامبيز (زند) به دليل علاقه‌مندي به دختري به نام نفيسه در مقابل پدر خود ايستاده است. از طرفي كاوه (صادقي) به دليل نگهداري از پدر معلول خود كه بازمانده جنگ است به تمامي خواسته‌هاي خود پشت كرده و...

داستان کوتاه زندگی 1390

معلمی بازنشسته برای دیدن فرزندانش از یکی از شهرهای شمال کشور به تهران می آید . زنی سنتی و در عین حال با مولفه های امروزی . او نخست میهمان دخترش می شود ، به زندگی او سرو سامان نسبی می دهد و سپس به دیدار پسرش . پسر مدتهاست رابطه سردی با خواهر دارد در عین حال در آستانه جدایی از همسر است . اما با آمدن مادر همه چیز تغییر می کند .مادر آنها را وادار کند تا این دیوار سرد را بشکنند و ...

روزی مرا دوست خواهی داشت 1390

مجید دست قشنگ از کاشی کاران ماهر مشهد است. او پس از افتادن از داربست به مشکل جسمی برمی‏خورد و به همین دلیل اعتقاداتش کم رنگ شده و به دزدی رو می‏آورد. مادر نصیحتش می‏کند و از او می‏خواهد به امام رضا علیه السلام توسل جوید. در شبی که او و دوستانش برای دزدی بزرگی دست به کار می‏شوند. مجید بر اثر اتفاقی منصرف شده به روستایی می‌رود که استادش آنجا سرگرم کاشی‌کاری امامزاده‌ای است. او تحت تأثیر صحبت‏های استادش تصمیم می‏گیرد به خدا توسل کند و از امام رضا علیه السلام شفاعت می‏طلبد.

روشنایی دریا 1393

داستان این فیلم درباره نشت لوله گاز در یک نیروگاه در جزیره كیش است که منجر به حوادث زیادی می شود. به دنبال این حادثه، متخصصان معتقد به کمک گرفتن از کارشناسان خارجی هستند اما یک خانم مهندس با کمک متخصصان ایرانی، مسئله را سامان داده و مشکل را حل می کند.

او مثبت 1382

مردی ثروتمند به نام عزیز خان( که تصمیم دارد نصف تهران را بخرد) ، دچار یک حادثه طراحی شده توسط دامادش (هوشی) شده و از بالای یکی از دهها برج در حال ساخت خودش ، به پایین سقوط میکند و به بیمارستان برده میشود . در بیمارستان پلیسی به نام مجید طبق اعلام بلندگوی بیمارستان که نیاز به خون را اعلام میکند به عزیز خان خون اهدا می کند .

با این کار ، بین بدن عزیز خان و بدن مجید ، تله پاتی صورت می گیرد ، یعنی هر اتفاقی که برای مجید بیفتد برای عزیز خان هم می افتد وهمین سرآغاز مصیبت های عزیزخان می شود . چون مجید ، یک پلیس است و مدام در حال درگیری با اراذل و اوباش و در معرض آسیب . لذا عزیز خان با ترفندچینی درصدد استخدام شخصی مجید برای خود و در نتیجه حفظ جان اوست که با مخالفت مجید روبرو می شود .

از طرفی داماد طماع ( هوشی ) با اجاره کردن یک نفله کن به ظاهر حرفه ای (شغال) ، در صدد محو پدر زن خود و به چنگ زدن ثروت کلان برای خلاصی از فشار طلبکاران است و مدام با ترفندها و نقشه هایی درصدد از بین بردن عزیزخان است که بارها با ناکامی روبرو می شود .در انتها ، با به چنگ افتادن هوشی به دست مجید پلیس ، راز این تله پاتی کشف و با یک تلنگر روحی به عزیزخان به پایان میرسد .

آتش سرد 1401

«فرید» پدر و مادرش را در یک حادثه از دست داده و وارث نیمی از کارخانه‌ های بزرگ است. «محسن» شوهر عمه «فرید» که قیم قانونی او نیز است متوجه دستکاری در حساب‌ های کارخانه می‌ شود.