پریشانی (مدیوم) 1386
داستان فیلم "پریشانی" درباره زنی به نام مهتاب است که پس از مرگ پدرش دچار افسردگی و بیماری روانی شده است. احسان، همسر مهتاب برای بهبودی او خانهای خارج از شهر میسازد، اما بیماری مهتاب با ورود به این خانه شدت مییابد.
داستان فیلم "پریشانی" درباره زنی به نام مهتاب است که پس از مرگ پدرش دچار افسردگی و بیماری روانی شده است. احسان، همسر مهتاب برای بهبودی او خانهای خارج از شهر میسازد، اما بیماری مهتاب با ورود به این خانه شدت مییابد.
حمید جوانی است که در آستانه ازدواج با دختری به نام سوگند قرار دارد؛ اما به هر دری که میزند، موفق به یافتن کار مناسبی نمیشود. خانواده سوگند به حمید فرصتی یک ماهه میدهند تا اگر نتواند در این مدت تغییری در شرایط کارش ایجاد کند، نامزدی آنان را بر هم بزنند. از طرفی دوستان بزهکار حمید که از شرایط نابسامان او مطلع هستند، وی را وسوسه میکنند تا قدم در راه خلاف گذاشته و در سرقتی با آنان همکاری نماید . . . .
داستان این سریال دربارهٔ دو برادر است که در شرکت نفتی جنوب مشغول کارند.
دو مهندس جوان پس از سالها تحقيق و تلاش با استفاده از فناوری نانو به فرمول ازرشمندی دست يافتهاند كه در زمينه صنعت گاز و پتروشيمی كاربرد دارد. اين دو اكنون در آستانه به ثمر رسيدن اين پروژه با بحرانی در خصوص اقدام برای ربودن اين طرح روبرو میشوند كه با گشوده شدن پای پليس به ماجرا، اتفاقات جديدی رقم میخورد. اين فيلم به نقش بيگانگان در اقدامات خصمانه نسبت به كشور اسلامیمان اشاره دارد.
این مجموعه آمدن یک موجود فضایی به زمین را روایت میکند. گورنگول موجودی فضایی است که به زمین آمده. برای تمام ویژگیهای او دلیلی میشنویم. مثلاً اگر به راحتی به زبان فارسی حرف میزند آن را از طریق تماشای تلویزیون فرا گرفته و البته اگر به این راحتی توانسته فارسی را بیاموزد دلیلش توانایی بالایی است که همه چیز را میتواند به راحتی در ذهن خود بریزد و نیازی به حفظ کردن آن ندارد. اصلاً دلیل آمدنش روی زمین ترس از رباتی به نام گالاک است که اتفاقاً در گفتههایش کاملاً گرونگول، گالاک، پدر خود و … را معرفی میکند. او تواناییهایی دارد که از انسانها متمایزش میکند. مانند انداختن تصویر آنچه در فکرش است یا انداختن اشعهای از طریق شاخکش به چشم افراد که هر چه را گورگول بخواهد فراموش میکنند.
این مجموعه داستان زندگی پزشکی است که در زمان حیات همسرش تمام اموال خود را به نام او میکند، اما همسر دکتر پیش از او درمیگذرد. دکتر بیمار است و زمان زیادی به پایان عمرش نماندهاست. در این میان دختر و پسر او که هر دو ازدواج کردند و صاحب فرزند هستند، به تحریک همسران خود تصمیم میگیرند، قبل از فوت دکتر اموال او را بین خود تقسیم کنند. اما دکتر که مرد خیری است، عمارتی قدیمی و موروثی را وقف هزینه درمان بیماران بی بضاعت کردهاست. فرهاد، داماد دکتر که از ماجرا مطلع است حکم جلب و توقیف اموال دکتر را میگیرد و با همدستی زنی به نام سهیلا و برادرش فرشید ماجراهایی را به وجود میآورد.