دوباره بیرق عزا در انتظار خانهها…
خم میشود و پَر پرچم ساتن سیاه که هرم داغ آفتاب بر آن تابیده و برقش را بیشتر کرده، بالا میآورد: «آقا! میشه از این پرچم عکس بگیرم؟»
خم میشود و پَر پرچم ساتن سیاه که هرم داغ آفتاب بر آن تابیده و برقش را بیشتر کرده، بالا میآورد: «آقا! میشه از این پرچم عکس بگیرم؟»