هملاتا
رانا
پیرزنی است
که در پونه
زندگی
می‌کند و
به سرطان
مرحله آخر
مبتلاست. دو
دخترش
سواتی و
ساریکا که
سال‌هاست
از هم دور
بوده‌اند،
دوباره
کنار مادر
جمع
می‌شوند.
با زندگی
مشترک،
خاطرات
قدیمی زنده
می‌شوند و
رابطه‌شان
عمیق‌تر
می‌شود، تا
اینکه رازی
که مادر
دهه‌هاست
پنهان
کرده،
آشکار
می‌شود.