برچسب حمید کریمی

فرشته مزاحم 1401

کریم و سحر شخصیت های اصلی داستان فرشته مزاحم هستند ... این زن و شوهر تمام داشته هایشان را با دوست پدرشان در یک فروشگاه شریک می شوند غافل از اینکه کلاهی بزرگ سرشان رفته است ... آنان تصمیم می گیرند برای رسیدن به حق خود دست به دزدی از فروشگاه بزنند که پیرزن صاحب خانه موی دماغ آنها می شود و اتفاقاتی برایشان رقم می خورد تا اینکه...

پهلوان هرگز نمی میرد 1398

این فیلم داستان جوانی عاشق کشتی را به تصویر می‌کشد که برای تصاحب دوبنده تیم ملی تلاش بسیاری می‌کند و در آستانه دریافت دوبنده تیم ملی حاشیه هایی برایش رقم می‌خورد تا اینکه … قرار است پهلوان هرگز نمی میرد پس از پخش از شبکه امید روی آنتن شبکه دو سیما نیز قرار بگیرد

احیاء (کوتاه) 1400

این فیلم داستان جوانی به نام جواد است که کلیددار زورخانه است. در آستانه شب های احیا ، پیربابا پیشکسوت ورزش را در عالم خیال خود ملاقات می‌کند. پیربابا حاوی پیامی برای اهالی زورخانه است که سرنوشت جواد را تحت تاثیر قرار می دهد.

جنجال در خانه 1400

فیلم «جنجال در خانه» ماجرای یک صاحب کارخانه است که در میان کارمندان خود بسیار سختگیرانه عمل می کند، امّا در خانه‌ی خود قدرتی ندارد.

کوچه ژاپنی ها 1399

داستان فیلم حول محور مردی می‌چرخد که به جرم قتل همسرش به زندان افتاده و پس از هشت سال، دچار جنون شده و باید بستری شود. اما در حین انتقال، فرار می‌کند و به کشتار یکی از ثروتمندان شهر و زیردستانش می‌پردازد که گفته می‌شود تجارت‌های غیرقانونی دارد .

خط ویژه 1392

کاوه (هومن سیدی) نابغه علوم کامپیوتری به همراه خواهر ( هانیه توسلی) و شوهرخواهرش ( مصطفی زمانی) تحت شرایط خاصی حساب بانکی یک رانت خوار به نام محتشم ( سام قریبیان) را هک می‌کنند. محتشم برای بازگشت پولش به روش‌های غیرقانونی رو می‌آورد، اما این پول هنگفت در اختیار هفت جوان قرار می‌گیرد و مشکلات عدیده‌ای را برای آنها به وجود می‌آورد.

نیوه مانگ 1385

"مامو"، نوازنده‌ پير و سرشناس کردستان، همراه فرزندانش سفري را براي اجراي کنسرت در عراق پس از صدام آغاز مي‌کند. در اين سفر، کاکو مرد ميان‌سالي که خود را ارادت‌مند مامو مي‌داند، به عنوان راننده و با اتوبوسي که از دوستش قرض گرفته است، او را همراهي مي‌کند. مامو يکي‌يکي فرزندانش را که در نواحي مختلف زندگي مي‌کنند جمع مي‌کند، اما آخرين پسرش پيش از سوارشدن به اتوبوس از پدر مي‌خواهد دقايقي از ماشين پياده شود. پسر به مامو مي‌گويد که "پير" روستا گفته که بهتر است مامو به اين سفر نرود زيرا هنگامي که ماه کامل شود براي او اتفاقي خواهد افتاد. مامو مي‌گويد به هر طريق که باشد اين سفر را ادامه خواهد داد زيرا سال‌هاست جلوي کارش گرفته شده است. مامو به سراغ زن خواننده‌اي به نام هشو (به معناي خوشه‌ انگور) مي‌رود که سال‌هاست همراه 1334زن ديگر در تبعيد زندگي مي‌کند اما هشو صداي پيشينش را همراه با اعتماد به نفس از دست داده است. آن‌ها در مسير عبور از مرز با حوادث و موانع متفاوتي روبه‌رو مي‌شوند.