شگون 1393
این فیلم داستان دو فرد عاشق را روایت می کند که بعد از مشکلات فراوان در یک غروب پای سفره عقد می روند، اما ...
این فیلم داستان دو فرد عاشق را روایت می کند که بعد از مشکلات فراوان در یک غروب پای سفره عقد می روند، اما ...
داستان این فصل از جایی شروع شد که نورالدین در حال پرداخت بدهیهایش است. ماجرایی که با مرگ مه لقاخانم همراه میشود. بعد از این هم در طول داستان شاهد بخشی از جریان زلزلههای معروف غرب کشور بودیم، ماجرایی که باعث شد اهالی روستا تا امن تر شدن اوضاع به صحرا بروند و مدتی آنجا زندگی کنند. در این جابه جایی و فضای تازه هم هر روز اتفاقات جدیدی رخ میداد، مواردی که در ابعاد کوچک و با طنز تلخی که در آنها وجود داشت، بخشی از مسائلی که حادثه دیدههای غرب کشور پشت سر گذاشتند را منعکس کرد.
آفاق (مرجانه گلچین) همراه دانیال پسرش (علی صادقی) و سارا دخترش(حدیثه تهرانی) از سفر برمیگردند. دلهره از زمانی شروع میشود که اردشیر (سیروس گرجستانی) همسر آفاق که قرار بودهاست به استقبال آنها بیاید نیامده است. آنها به ناچار با تاکسی به خانه میروند اما متوجه میشوند که اردشیر در آنجا هم نیست. صدری (حمید لولایی) دوستش هم از محل اردشیر اظهار بیاطلاعی میکند. آرام آرام مفقود شدن اردشیر برای خانوادهاش ماجراهایی میآفریند که اتفاقات سریال خوش نشینها را رقم میزند …
فرزاد وسیما با یکدیگر نامزد هستند اما پدر سیما شرط گذاشته که حتما باید اول مینا ازدواج کند و فرزین به فرزاد میگوید که من از خود گذشتگی میکنم و از مینا خواستگاری میکنم صحبت گلی که از قدیم عاشق عمه فرزاد و فرزین بوده با ورود عمه شرایط تغییر میکند ….
این مجموعه داستان فردی است به نام حمید خواستار که نقش او را یوسف تیموری ایفا میکند به دنبال ازدواج با دختری به نام نگار جهانی است که نقش او را سولماز غنی ایفا میکند. در این راه پدر و مادر او [نگار جهانی] که سالها پیش در میان بمباران تهران نگار را که مادرش در بمباران فوت کردهاست، پیدا کرده و بزرگ میکنند، شرطهای زیادی جلوی پای حمید میگذارند و از او ماشین شاسی بلند و خانه بزرگ در بالای شهر را میخواهند. حمید به سختی (طی ۴ سال) این کار را انجام میدهد و به افراد زیادی بدهکار میشود. او همچنین مجبور به نگهداری از عمویش که بعد از مرگ پدر و مادرش در کودکی او را بزرگ کرده میشود که نقش او را حمید لولایی بازی میکند. اما در همین حین پسر خاله او قادر پیش دست (رضا داوودنژاد)، پسر متانت ذکاوت (مریم سعادت) که به علت تصادف با ماشین کنترل نامحسوس و داشتن گواهینامه جعلی به زندان افتاده از زندان آزاد میشود. او برای گرفتن دختر مورد علاقه اش افسانه (دخترخاله خودش - با بازی زهره فکورصبور) دست به کارهای عجیبی میزند و در همین راه حمید و خانواده اش را به دردسر میاندازد. بازگشت دنیا مفاخری دختر رئیس شرکت حمید (با بازی شهره سلطانی) به کشور و به دنبال آن ورشکست شدن شرکت، باعث میشود حمید ضمن از دست دادن شروط لازم برای ازدواج، نسبت به دنیا مفاخری بدبین شود. بعدها معلوم میشود همسر سابق دنیا با پرونده سازی علیه پدرش (محمد علی تقوی)، او را در خارج به زندان انداخته و در قبال آزادی اش پول هنگفتی معادل سرمایه شرکت را از دنیا گرفتهاست. در نهایت حمید به کمک عمو پرویز، قادر و جمشید (مهران غفوریان) و برادرش (از دوستان قادر در زندان که بعدها طی جریانی معلوم میشود آنها برادرهای نگار هستند) سرمایه شرکت را پس گرفته و به حساب شرکت بازمیگردانند.
ناصر کاظمی، خلافکاری معروف و سابقه دار است که در اثر یک ضربه ناشی از وقوع یک تصادف به سر او حافظهٔ خود را از دست میدهد. ناصر پس از وقوع این تصادف شخصیت دیگری پیدا کرده و وقتی که میبیند همه از او میترسند سعی میکند که اشتباهات خودش را جبران کند اما کمکم دوست او داوود (هومن برقنورد) به او توضیح میدهد که آنها برای یک باند قاچاق مواد مخدر که رئیس آن، مهندس (حمید لولایی) فردی بسیار بی رحم است کار میکردند و…
