طوبی 1403
طوبی پیرزنی شیعه و ایرانی الاصل و اهل بصره، که بعد از سالها بیخبری از فرزند مفقودالاثرش حسن، تصمیم میگیرد پای پیاده به کربلا برود و از امامحسین (ع) کسب تکلیف کند.
طوبی پیرزنی شیعه و ایرانی الاصل و اهل بصره، که بعد از سالها بیخبری از فرزند مفقودالاثرش حسن، تصمیم میگیرد پای پیاده به کربلا برود و از امامحسین (ع) کسب تکلیف کند.
پسری جوان به نام سیاوش (کامران تفتی) که زیاد هم اهل اخلاق و دین و ایمان نیست عاشق میشود و در راه عاشقی و رسیدن به معشوق تغییر مسیر داده و به انسانی وارسته تبدیل میشود.
یلدا و علیرضا نامزد هستند و درست 48 ساعت قبل از عروسی یلدا با دیدن این که برادر کوچکش نیما را گروگان گرفته اند با دادن پیامک به علیرضا ناپدید میشوند. مهدی دوست علیرضا که پلیس است با پیگیری این مسئله و ناپدید شدن یلدا متوجه میشود که یک گروه خلافکار که در کار قاچاق مواد و دلار بوده اند به همدستی هرمز پسر عموی یلدا نیما را ربوده اند و با همکارانش نیما و یلدا را نجات می دهد ولی ...
جمیل، رئیس یک باند تبهکاری است که توسط همسر خواهرش، سرهنگ یونس سبزی به زندان افتادهاست. او ۱۵ سال زندان بودهاست. او در آستانه رهایی از زندان، از دلبستگی میان دخترش (خورشید) با پسر سرهنگ سبزی (امیرحسین) مطلع میگردد و با اینکه کینه و نفرت نسبت به یونس، سرتاسر وجودش را گرفته، با ازدواج فرزندانشان موافقت میکند. اوکه در تمام این سالها به انتقام فکر میکرده، در روز عقد دخترش از زندان آزاد میشود و …
در مجموعه تلویزیونی «بالهای خیس» دو داستان به موازات هم روایت میشود.
داستان اول این مجموعهی 26 قسمتی حول محور پزشک حاذقی به نام مجید پرتو با ایفای نقش «حبیب دهقاننسب» شکل میگیرد که با تشکیل تیمی جوان در زمینه تولید داروی ضدسرطان، پژوهش گستردهای انجام داده است. در این راه دوست و همرزم قدیمیاش مهدی قاسمی با بازی علی عمرانی پا به پای او پیش میآید و اگرچه تخصصی در زمینه تولید دارو ندارد، اما نقش مشوق و همراه همیشگی را برای دکتر پرتو بازی میکند.
داستان دوم مضمونی خانوادگی و معمایی دارد. جوانی به نام محسن با ایفای نقش حسین مهری در جریان اردویی دانشجویی در شمال کشور توسط ضاربی ناشناس درون پرتگاهی میافتد. سقوط محسن در این پرتگاه و نجات او از مرگ، زمینهساز به وجود آمدن ماجراهایی میشود که پی در پی بر سر راهش قرار میگیرد.
قصه سریال سر به راه دربارهٔ جوان سر به هوایی به نام شهاب است که به جای زندان، مجبور به گذراندن دوره محکومیت خود در یک مؤسسه خدمات اجتماعی میشود و این مؤسسه جایی نیست جز خانه یاس که محل نگهداری از کودکان بی سرپرست است.
سریال «زعفرانی» مضمونی خانوادگی و طنز دارد و داستان آن درباره خانواده زعفرانی است که با همکاري هم رستوران خانوادگی را اداره می کنند.