برچسب حمید طالقانی

فرشته نزدیک است 1388

عاطفه تنها در خانه ای قدیمی زندگی می کند. دو پسر او هر کدام ازدواج کرده و به زندگی خود مشغولند. روزی عاطفه زنی را در خانه خود می یابد. وی حاضر نیست آنجا را ترک کند. عاطفه پلیس را خبر می کند. هیچ کس به جز عاطفه قادر به دیدن زن نیست زن که خود را شایسته معرفی می کند قدرت های عجیبی دارد از جمله این که می تواند پیشگوئی کند، با کمک شایسته عاطفه به پسر کوچکش که مشکل مالی دارد کمک می کند تا در چند شرکت سرمایه گذاری کند و از این طریق سود خوبی نصیبش شود. پسر بزرگتر که پیشرفت مالی برادر کوچک را می بیند، تصور می کند مادرش بخشی از میراث پدر را پنهان کرده و اکنون پنهانی به پسر کوچکش می دهد. پسر بزرگتر آشفته به منزل مادر می رود و طی دعوایی سند خانه را از مادر به زور گرفته و قصد فروش خانه را می کند. شایسته به عاطفه می گوید که حاضر است یکبار هم به پسر بزرگ کمک کند. اما دل مادر از پسر بزرگ شکسته، و بر خلاف پسر کوچکش که همیشه هنگام معاملات او را دعا می کرد اکنون برای پسر بزرگش دعا نمی کند. با رفتن پسر بزرگ شایسته به عاطفه می گوید که نام شرکت را اشتباهی به پسر داده اما مادر علیرغم دلخوری که از پسر دارد سعی در نجات او دارد. این کوشش با تصادفی که برای پسر اتفاق می افتد به سرانجام می رسد در همین بین عاطفه از خواب می پرد و متوجه می شود تمام اتفاقات را در خواب دیده است.

بدون اجازه 1389

یاسی دختری ۲۰ساله، بسیار شاد، رفیق باز و علاقه‌مند به خرید از طرف پدر ثروتمندش با محدودیت فراوانی روبروست از این رو در مسائل عاطفی خود بسیار محتاط عمل می‌کند تا اینکه در اتاق پِرو یک فروشگاه لباس ....

رهاتر از دریا 1389

دختری جوان با چالشی جدید در زندگی اش روبرو می شود او می فهمد که پدرش ، پدر واقعی او نیست و مادرش برای نجات او خودش را فدا کرده است...

خاک و آتش 1389

سال 1916 كلنل كيت به بهانه ايجاد خط تلگراف به بلوچستان مي آيد. عيدوخان بي خبر از نقشه اش او را پذيرا مي شود اما جي. انت و ملا علي با آگاهي از حيله آنها به مبارزه مي پردازند.