برچسب حمید رضایی

روباه 1393

يک پيک موتوري به طور اتفاقي با فردي آشنا مي شود که از قضا تروريستي است که از طرف سازمان هاي جاسوسي رژيم صهيونيستي براي ترور دانشمندان هسته اي به ايران آمده است و وزارت اطلاعات بدنبال دستگيري اوست که در نهايت با همکاري فرد موتور سوار "يوهان نتانياهو" که برادر بنيامين نتانياهو نخست وزير رژيم صهيونيستي است دستگير مي شود و عمليات و نقشه هاي آنان خنثي مي شود.

زرد 1395

نهال و همسرش حامد عضو یک گروه علمی‌جوان هستند که برای اختراعشان به ایتالیا دعوت شده اند.در آخرین روزهای قبل از سفر بر اثر یک حادثه بیماری حامد اوج می‌گیرد و حادثه پشت حادثه سفر این گروه را با بحران مواجه می‌کند…

آن ها 1395

روایت اول آن ها روایت مهرناز (شبنم مقدمی) است. همسر بهنوش به‌تازگی فوت کرده است. او مانده و یک بدهی تسویه نشده و سند خانه‌ای که گرو بانک است. بهنوش شب‌ها از مادرش در بیمارستان پرستاری می‌کند و همان‌جا با مردی آشنا می‌شود که از بهنوش می‌خواهد از مادر او نیز پرستاری کند. آشنایی با این مرد، ابعاد تازه‌ای به زندگی بهنوش می‌بخشد.
روایت دوم، روایت شهلا (سمیرا حسن‌پور) است. زنی از طبقه مرفه که همسرش مدتی است فلج شده است و روی تخت بیماری است. اینکه شهلا بچه می‌خواسته است یا الآن چه می‌خواهد مهم نیست، مهم این است که همسرش روزهای آخر عمرش را سپری می‌کند و از شهلا هم کاری برنمی‌آید.
روایت آخر، قصه فرزانه (هدی زین‌العابدین) است. دختری از قشر پایین جامعه که در شرف ازدواج است. بارداری ناخواسته و نا به هنگام فرزانه همه برنامه‌ها را به‌هم‌ریخته است. فرزانه بین آبروی خانواده‌اش و سقط فرزندش و یا رضایت همسرش و نگه‌داشتن بچه باید یکی را انتخاب کند.

دریاچه ماهی 1395

این فیلم نگاهی به وقایع پس از جنگ دارد و داستان چند خانواده را روایت می‌کند که در نقطه مشترکی به یکدیگر می‌رسند و در این میان عشق گمشده‌ای پیدا می‌شود.

کلوپ همسران 1397

فيلم داستان سه مرد است که در اجتماع از موقعيت عالي و قدرت و اقتدار برخوردار بوده ولي در منزل از همسران خود بشدت حساب مي برند تا اينکه روزي گير کردن اين سه مرد در آسانسور با يک خانم غريبه سرآغاز فرار از دست همسران خود مي شود که به کمک يک گروگان گير به جزيره کيش پناه مي برند و ...

سارا و آیدا 1395

سارا و آیدا دوستانی صمیمی‌هستند که در یک شرکت اقتصادی باهم همکار هستند. مادر سارا معلمی‌ بازنشسته است که به دلیل ضمانت چک برگشتی میثاق (فرزند دیگرش و برادر سارا) به زندان می‌افتد. در این بین سارا درصدد آزادی مادرش است. او به واسطه سعید (نامزد آیدا) که جوانی متمول است مادر را از زندان آزاد می‌کند اما درعوض با پیشنهاد سعید برای سرقت برخی از مدارک مناقصه از شرکتی که درآن کار می‌کند روبرو می‌شود…