دو تا چغندر و دو تا بیل، چطور رد شیم از این گیل!
تقریبا بیشتر ویژگیها خصوصا تیری که به پهلویش خورده بود گویای این بود که احتمالا حمید من باشد؛ اما پیکر دگرگون شدهاش تابم را برید و خواستم از کنارش بگذرم. ناگهان صدایش را شنیدم که گفت «پدر من حمید تو هستم».
