برچسب حمید خیرالدین

عصیان 1372

نويسنده اي داستاني درباره يك روستا و مردمانش مي نويسد و به چاپ مي دهد. او در اين داستان از اسامي واقعي افراد نام مي برد و طي آن به زني از اهالي روستا نسبت هايي مي دهد كه بازتاب آن درميان اهالي روستا موجب سرگشتگي پسر آن زن مي شود. پسر براي از بين بردن لكه ننگ دست به كار مي شود و به فكر انتقامجويي مي افتد، اما به زودي به اسنادي دست پيدا مي كند كه بي گناهي مادر براي وي ثابت مي شود...

سجده بر آب 1375

امير كه خبر نگار و عكاس است، بر اثر انفجار بمب در مراسم عروسي دچار تشنج شده و به بيمارستان انتقال داده مي شود؛ ستاره، نامزدش، مي داند كه او به مرور بينايي خود را از دست خواهد داد. با اين حال حاضر است با او ازدواج كند. ستاره تلاش مي كند تا امير را براي شرايط آينده زندگي آماده كند. در همين هنگام حبيب برادر ستاره نيز مجروح مي شود و به تهران باز مي گردد و...