کابوس مند (نمایش) 1403
فیلم «سه ماهی» داستان زنی به نام «الهام» است که مبتلا به عارضه مغزی است و او در پذیرش یا عدم پذیرش عمل جراحی مردد است.
این سریال روایتگر یک مرد کارخانهدار به نام تابش است که با ماجراهای متعددی روبهرو میشود. او آدم خودساختهای است که کارش را از صفر شروع کرده، اما اکنون که کارخانهاش توسعه یافته از طرفی با مشکلی به نام واردات بیرویه جنسهای خارجی روبهروست و از طرفی اطرافیان و دشمنان دیرینهاش تصمیم دارند او را با پاپوش ورشکسته کنند.
قصه زوج جوانی را روایت میکند که با نقل مکان به ساختمانی جدید درگیر اتفاقاتی تازه میشوند که با ورود یک مسافر خارجی حوادث جالب و شیرینی برایشان رقم میخورد.
داستان این مجموعه روایتگر فراز و فرود خانواده ای اصیل و ایرانی در طول سه دهه است که با محوریت زندگی تنها دختر خانواده یاسمن که از دهه ۶۰ با حوادث گوناگونی از قبیل جنگ، تحولات اقتصادی و اجتماعی و… آغاز و تا زمان معاصر ادامه خواهد داشت.
داستان مردي را روايت ميکند که بعد از مرگ همسرش او را در يک قبر دو طبقه دفن ميکند اما پس از مدتي که سر مزار همسرش ميرود متوجه ميشود به اشتباه مردي غريبه در آن مکان (قبر ديگر) دفن شده است.
سيمين (ليلا حاتمي) ميخواهد بههمراه همسرش نادر (پيمان معادي) و دخترش ترمه (سارينا فرهادي) از ايران برود و همه مقدمات اين کار را فراهم کرده. اما نادر نميخواهد پدرش را که از بيماري آلزايمر رنج ميبَرَد تنها رها کند. اين اختلافات باعث ميشود سيمين از دادگاه درخواست طلاق کند، اما دادگاه درخواستش را در مورد حضانت فرزندش رد ميکند و مجبور ميشود به خانه پدرش برگردد.
ترمه تصميم ميگيرد پيش پدرش نادر بماند به اميد اينکه مادرش سيمين پيش آنها برگردد. نادر نميتواند از عهده مراقبت از پدرش بربيايد؛ پس براي اين کار يک مستخدم به نام راضيه (ساره بيات) استخدام ميکند. اين زن جوان که باردار است اين کار را بدون اطلاع همسرش حجت (شهاب حسيني) قبول کردهاست. يک روز نادر به خانه برميگردد و پدرش را در حالي که دستش با روسري به تخت بسته شده و از روي تخت به زمين افتاده و تنها رهاشده ميبيند.
وقتي راضيه به خانه برميگردد دعواي شديدي درميگيرد که عواقب تراژيک آن نهتنها زندگي نادر را زير و رو ميکند، بلکه تصوير دخترش از او را دستخوش تغيير ميسازد. راضيه بهدليل مرگ جنينش به بيمارستان منتقل ميشود. او و همسرش دليل مرگ جنين را هل داده شدن توسط نادر ميدانند و از نادر شکايت ميکنند و...
سارا و آیدا دوستانی صمیمیهستند که در یک شرکت اقتصادی باهم همکار هستند. مادر سارا معلمی بازنشسته است که به دلیل ضمانت چک برگشتی میثاق (فرزند دیگرش و برادر سارا) به زندان میافتد. در این بین سارا درصدد آزادی مادرش است. او به واسطه سعید (نامزد آیدا) که جوانی متمول است مادر را از زندان آزاد میکند اما درعوض با پیشنهاد سعید برای سرقت برخی از مدارک مناقصه از شرکتی که درآن کار میکند روبرو میشود…