برچسب حمید تمجیدی

عقیق 1368

این مجموعه تلویزیونی بر اساس زندگی واقعی بانویی است که به عنوان «دامدار نمونه» شناخته شده بود. این بانو که «ربابه دهقان» نام دارد، با وجود مشکلات فراوان و مخالفت فرزندان که زندگی شهری را ترجیح می‌دهند، در یکی از روستاهای اطراف اراک، یک گاوداری احداث کرده و در اطراف آن نیز یک مزرعه علوفه ایجاد نمود.

مزد ترس 2 1374

سروان محمدی پس از متلاشی کردن باند قاچاق مواد مخدر، در اندوه فوت دخترش روزگار سپری می‌کند، اما در پی حادثه‌ای درمی‎یابد دخترش زنده است و ریشه‎های این باند هنوز در ترکیه در حال فعالیت هستند. این امر باعث می‌شود سروان محمدی به ترکیه سفر کند و …

مزد ترس 1371

سروان «ناصر محمدی» (با بازی عبدالرضا اکبری) یکی از کارآگاهان اداره آگاهی است که با همسرش مریم و دخترشان زندگی می‌کند. او طی مأموریتی، مسئولِ پیگیری قتلِ یک نوازندهٔ ارکستر سمفونیک می‌شود که جسد سوخته‌اش را در محل تخلیهٔ زباله پیدا کرده‌اند. وی در طول بررسی‌های خود، به محل ارکستر سمفونیک هم سر می‌زند و در آنجا با برادر مقتول آشنا می‌شود. یک شب، کارآگاه محمدی هنگام تماشای یک برنامه تلویزیونی، مصاحبه‌ای با یک محکوم به اعدام را می‌بیند و نکاتی نظرش را جلب می‌کند. او با تهیه‌کننده آن برنامه تلویزیونی تماس می‌گیرد و سرانجام به سرنخ‌های جدیدی می‌رسد. . .

گل سرخ 1368

دو مرد يكي حسابدار و ديگري راننده ي‌ يك شركت خصوصي با مقاديري پول نقد براي پرداخت دستمزد كارگران شركت عازم مي شوند. يك زن روستايي بيمار و خواهرزاده هايش با آن ها همسفر مي شوند. آن ها در بيابان برهوت گم مي شوند و پس از مدتي به قلعه اي مي رسند كه دو گروه قاچاقچي در حال معامله ي‌ مواد مخدر هستند. دو مرد (حسابدار و راننده) وارد ماجرا مي شوند و پس از ماجراهايي ژاندارم ها سر مي رسند و آن ها را نجات مي دهند.

چهارشنبه عزیز 1371

جهان نور كه با نرگس ازدواج كرده درصدد است تا صاحب خانه شود. زمرديان، صاحب يك جواهرفروشي، خانه اي در اختيار جهان نور مي گذارد تا او را برضد رقيب خود جواهريان با خود همراه كند. آن دو «چهارشنبه عزيز» را كه گمان مي كنند فرزند جواهريان است گروگان مي گيرند، اما متوجه مي شوند كه پسرك نه فقط فرزند جواهريان نيست، بلكه جواهريان از غيبت او خشنود است. زمرديان با كمك جهان نور وانمود مي كند كه جواهرهايش به سرقت رفته و از بيمه طلب خسارت مي كند. اما مأموران انتظامي به نحوه ي سرقت مشكوك مي شوند و زمرديان را دستگير مي كنند. جهان نور به كمك نرگس، شب هنگام، جواهرها را به جواهرفروشي بازمي گرداند اما او به جرم همدستي با جواهريان دستگير مي شود. زمرديان، كه فرزندي ندارد، جهان نور را به فرزندي مي پذيرد و جهان با همسرش نرگس و چهارشنبه ي عزيز زندگي تازه اي را آغاز مي كنند.

شب بی پایان 1378

اين فيلم به زندگي زن و شوهري مي پردازد كه مرد خود را مشغول مسايلي به غير از خانواده خود كرده و با ادامه فيلم مشخص مي شود در پي ازدواج مجدد مي باشد. اين موضوع بر همسر اول مرد مشخص مي شود و او به زن دوم اطلاع مي دهد اين مسأله باعث زد و خورد بين زن و شوهر شده و در مدت زمان بين شب تا صبح و با حضور دوستان خانوادگي، همسايه و ساير اقوام جنبه هاي مختلفي از زندگي مرد مشخص مي شود. در انتها مرد متنبه شده و تقاضاي خروج از خانواده و سپردن اختيار ادامه زندگي مشترك را به زن مي دهد ليكن زن به خاطر وجود بچه هاي خود از جدايي منصرف شده و قرار بر اين مي شود كه آنها پدر و مادر بچه ها باشند اما زن و شوهر هرگز.

سراب 1365

ناصر فرهمند، معلم رياضي شهرستان، با اصرار همسرش خود را به مركز منتقل مي كند. از همان آغاز با مشكلات گوناگون مالي رو به رو مي شود. فرزندشان گم مي شود. دوست و همكار سالمند ناصر با تلاش بسيار كودك را مي يابد و بر اثر خستگي و هيجان سكته مي كند و مي ميرد. ناصر تصميم مي گيرد به شهرستان باز گردد. زن ابتدا خانه را به اعتراض ترك مي كند ‌اما در پايان با همسرش و فرزندش همراه مي شود.