هزارتو 1404
داستان این سریال حول محور نفوذ و اقدامات جاسوسی در تهران و تلاشهای نیروهای امنیتی برای مقابله با آن میچرخد.
داستان این سریال حول محور نفوذ و اقدامات جاسوسی در تهران و تلاشهای نیروهای امنیتی برای مقابله با آن میچرخد.
داستان این فیلم درمورد شخصی به نام سعید است که از دست پلیس فراری میباشد و حتی خانواده اش خبر ندارن که وی ایران میباشد و فکر میکنند از دست پلیس به ترکیه رفته است. سحر نامزد سعید، در پی گمشدن خواهرش به دنبال سعید میگردد...
نسرین، دادیاری که همسرش را از دست داده، در جست وجوی زندگی تازه است، اما مخالفت پسرش و رخدادهای پیش بینی نشده او را میان عشق مادری و مسئولیت شغلی به چالش می کشد. ...
فیلم خانه ارواح، داستان شاهرخ و مرتضی است که در روز ۲۸مرداد ۱۳۳۲ در یک زایشگاه به دنیا میآیند و سال ها بعد در روزهای جنگ ایران وعراق و بمباران شهرها، به طور اتفاقی سر راه هم قرار میگیرند و وارد خانهای متروکه روبروی همان زایشگاه میشوند. ورود آنها به این خانه و مواجهه با صاحبان قدیمی این خانه در دورههای تاریخی مختلف، سرآغاز ماجراهایی عجیب و میشود، که شاهرخ و مرتضی را درگیر حل آنها میسازد.
در این فصل، سارا و نیکا در آستانه ازدواج هستند و نقی برای ازدواجشان شرایط سختی در نظر گرفته است. از سوی دیگر، در شب میهمانی ارسطو به افتخار همسر جدیدش، یک شهاب سنگ در خانهٔ خانواده معمولی سقوط میکند. ارسطو و رحمت با پنهان کردن این موضوع از نقی، قصد فروش سنگ سقوط کرده را دارند و در این میان، ماجراهای دیگری نیز برای خانواده معمولی و اطرافیانشان رخ میدهد.
فیلم درباره دورهای از تاریخ سیاسی ایران است کمونیستها قصد دارند تا با فتح شهر به شهر و درگیری ایران در جنگ عراق، زمینههای تجزیه و سقوط را فراهم کنند و اولین اقدام از آمل است.
داستان فیلم اشک هور در فضایی احساسی و تأثیرگذار روایت میشود. ننه علی، مادر چشمانتظار شهید علی هاشمی، در فضای بمباران و صدای آژیرهای قرمز، با نگرانی بر روی سکوی جلوی در خانه نشسته و منتظر بازگشت فرزندش از جبهه است. این انتظار که بیش از دو دهه ادامه دارد، در بستری از خاطرات و امیدهای مادرانه به تصویر کشیده شده است. فیلم با تأکید بر ارتباط عاطفی میان ننه علی و پسرش، تلاش دارد عمق دلبستگیهای انسانی و سختیهای دوران جنگ را به نمایش بگذارد.
مالک که صاحب تخت و تاج ریزآبادی ها شده، فصل جدیدی را در روابط شخصی و کاریش آغاز می کند. در این بین سمیرا به عنوان یکی از سهام داران بزرگ هولدینگ، تلاش می کند تا با مالک مصالحه کند. او دست دوستی به سوی مالک و سیما دراز می کند، اما حقیقت چیز دیگری است…مالک پا در مسیری می گذارد که بوی خون و جنون از آن به مشام می رسد.