برچسب حمید بخشی نژاد

صبحانه با زرافه ها 1402

پویا، شاهین و مجتبی به عروسی رضا دعوت شده‌اند، رضا یعنی داماد چند سالی دنبال بله گرفتن از خانواده عروس بوده و بالاخره موفق شده امشب مراسم عروسی برپا کند، خانواده عروس سنتی هستند و مجتبی که فامیل نزدیک داماد هست به توصیه او امشب به الکل لب نمی‌زند اما دوستانش برای خوش‌گذرانی به استفاده از مواد مخدر مثل کوکائین روی می‌آورند و به مجتبی و رضا هم پیشنهاد می‌دهند، البته در موتورخونه ساختمون و دور از چشم همه، برادر عروس هم مدام چارچشمی مراقب داماد هست که دست از پا خطا نکنه، همه چیز خوب پیش می‌رود تا وقتی که رضا اوردوز می‌کند و این شب مبارک به شبی وحشتناک تبدیل می‌شود.

تمساح خونی 1402

داستان فیلم حول محور دو شخصیت اصلی به نام‌های هومن (جواد عزتی) و پیمان (عباس جمشیدی‌فر) است که با دردسر بزرگی روبه‌رو شده و کمبود مالی دارند. به همین خاطر، آن‌ها تصمیم می‌گیرند تا به قمار روی آورند.

تابستان همان سال (آدم فروش) 1402

عطای ۷ ساله را پیش یک رمال آینه‌بین می‌برند تا طی مراسمی دزد طلاهای عمه‌اش را در آینه شناسایی کند، عطا که هیچ تصوری از سرانجام آنچه در آن شرایط بر زبان می‌آورد ندارد، برای رهایی از آن وضعیت، هر آنچه از تعاریف عمه‌اش دربارهٔ شک و تردید او نسبت به دزدی داوود پسر عمه دیگرش شنیده را بازگو می‌کند، غافل از آنکه این دروغ موجب عقوبتی دور از انتظار برای کل خانواده می‌شود.

احمد 1402

فیلم احمد برای اولین بار قصه‌ای ناگفته از ۱۸ ساعت ابتدایی حادثه تراژیک زلزله بم و اقدامی قهرمانانه در این ساعات پُرالتهاب را همزمان با بیستمین سالگرد این اتفاق روایت می‌کند؛ یادی از رشادت‌های شهید احمد کاظمی در زلزله بم.

آغوش باز 1402

داستان فیلم آغوش باز درباره خواننده‌ای است که در روز کنسرتش با قهر همسرش درمی‌یابد زندگی علاوه بر کارها و مشغله‌های شخصی، ابعاد دیگری هم دارد و می‌توان بدون آنکه خللی در حرفه پیدا شود به خانواده و همسر و پدر و مادر هم عشق ورزید.

2 روز دیرتر 1402

داستان این فیلم درباره سهیل و مریم زوج جوانی است که از فرزندآوری خودداری می‌کنند و سودای مهاجرت دارند. پدر مریم تصمیم می‌گیرد مبلغ هنگفتی را که به تازگی به ارث برده، بین نوه‌هایش تقسیم کند. سهیل و مریم که برای مهاجرت به پول نیاز دارند تصمیم می‌گیرند بچه‌دار شوند اما ..

عامه پسند 1398

فهیمه میربُد بعد از بیست و هشت سال زندگی مشترک، در آستانه شصت سالگی از همسرش جدا می‌شود؛ چک مهریه‌اش را تحویل می‌گیرد و با وسایل شخصی‌اش که اندازه یک چمدان است راهی می‌شود به مقصد زادگاهش. شهرستانی کوچک که همه ساکنین یکدیگر را می‌شناسند و همچنان فضایی سنتی در آن‌جا حکمفرماست. فهمیمه حالا با یک برگ چک‌ در شهری کوچک می‌خواهد دوباره از صفر شروع کند و زندگی که خودش دوست دارد را بسازد؛ او می‌خواهد برای خودش فقط برای خودِ خودش زندگی کند!