انتخاب (کوتاه) 1404
پویا، شاهین و مجتبی به عروسی رضا دعوت شدهاند، رضا یعنی داماد چند سالی دنبال بله گرفتن از خانواده عروس بوده و بالاخره موفق شده امشب مراسم عروسی برپا کند، خانواده عروس سنتی هستند و مجتبی که فامیل نزدیک داماد هست به توصیه او امشب به الکل لب نمیزند اما دوستانش برای خوشگذرانی به استفاده از مواد مخدر مثل کوکائین روی میآورند و به مجتبی و رضا هم پیشنهاد میدهند، البته در موتورخونه ساختمون و دور از چشم همه، برادر عروس هم مدام چارچشمی مراقب داماد هست که دست از پا خطا نکنه، همه چیز خوب پیش میرود تا وقتی که رضا اوردوز میکند و این شب مبارک به شبی وحشتناک تبدیل میشود.
دختری شش ساله به نام نازنین، سعی میکند با نزدیک شدن به مامور اورژانس که برای مداوای مادرش به خانه آنها آمده، پرده از رازی بردارد که آزارش میدهد.
داستان سریال «وضعیت زرد 2» دارای رگههای سیاسی است ، خط قصه و شخصیتهای آن شامل شش کاراکتر محوری می باشد که هرکدام از شخصیتها، داستان و رگههایی مخصوص به خود دارند.
داستان سریال آمستردام موضوع اجتماعی عاشقانه دارد که داستان چند دوست را روایت میکند که درگیر ماجرایی عاشقانه میشوند و سرنوشت مسیر متفاوتی برایشان رقم میزند.
دو زوج جوان به نامهای «صدف» و «چاوش» که پس از مشکلات متعدد با یکدیگر ازدواج کردهاند، تصمیم میگیرند برای گذراندن ماه عسل به جزیرهٔ کیش سفر کنند. در این میان، به علت دیر رسیدن به فرودگاه، از هواپیما جا میمانند و به پیشنهاد «صدف»، این دو تصمیم میگیرند با قطار به کیش بروند؛ اما در ایستگاه قطار، ساک «چاوش» را میزنند و در همین بین یک فرد که تحت تعقیب است با آنها برخورد میکند و…. .
داستان «نیش» از زندان و آشنایی چند نفر از زندانیان با یکدیگر شروع می شود و درباره مردی است که در زندان با برخی از اعضای یک باند قاچاق مواد مخدر و عتیقه دوست و پس از آزادی وارد این باند می شود اما دردسرهای زیادی برای این باند سابقه دار درست می کند و ماجرای داستان از این جا شروع می شود.
بهادر شفیعی یک لات است که عاشق خانوادهاش است اما هربار یک خرابکاری میکند. پدرش او را از خانه بیرون کرده و در زندان به سر میبرد. او به شرط پابند آزاد میشود و باید تا یک ماه از محدوده مشخص بیرون نرود و هر روز ساعت ۱۲ ظهر خودش را به کلانتری معرفی کند. او عاشق یک خانم دکتر دندانپزشک میشود که در خیابان وقتی عدهای مزاحمش شده بودند، بهادر یک کتک حسابی بهشان زده. او در تلاش است تا خانوادهاش را راضی کند برایش به خواستگاری بروند. او دارای سه خواهر به نامهای بهاره، بهنوش و سوسن است و پدرش حسینآقا در آموزشگاه رانندگی کار میکند و صاحب آبرو و اعتبار هستند. بهادر با کمک داییاش که از لاتهای قدیمی تهران بوده در پی جلب رضایت خانواده قدم برمیدارد.