ایران 68 1399
ایران 68 درباره شخصیتی به نام امید است که بعد از 40 سالگی ، هنوز کار درست و حسابی ندارد و برای پیشرفت وارد فضای جدیدی در منطقه بالا شهر می شود که موقعیت های متفاوتی را برایش رقم می خورد.
ایران 68 درباره شخصیتی به نام امید است که بعد از 40 سالگی ، هنوز کار درست و حسابی ندارد و برای پیشرفت وارد فضای جدیدی در منطقه بالا شهر می شود که موقعیت های متفاوتی را برایش رقم می خورد.
بهادر کدخدای ایل پوسان با کدخدای طایفه همسایه سرخو رقابت و مخالفتی دیرینه دارد. مدتی است آتش کینهها خاموش شده است تا اینکه سرخو با اعتماد به نفس به خواستگاری دختری زیبا و کم سن و سال بهادر جهان پسند میآید. غافل از اینکه قرار است مدتی بعد جهان پسند به عقد پسرعمویش درآید. بهادر قاطعانه با این وصلت مخالفت میکند. زخمهای کهنه سرباز میکنند. هر دو طایفه از کدخدای خود حمایت میکنند. درگیری ابعاد بزرگتری مییابد و بهادر تلاش بزرگی را آغاز میکند.