سر به راه 1393
قصه سریال سر به راه دربارهٔ جوان سر به هوایی به نام شهاب است که به جای زندان، مجبور به گذراندن دوره محکومیت خود در یک مؤسسه خدمات اجتماعی میشود و این مؤسسه جایی نیست جز خانه یاس که محل نگهداری از کودکان بی سرپرست است.
قصه سریال سر به راه دربارهٔ جوان سر به هوایی به نام شهاب است که به جای زندان، مجبور به گذراندن دوره محکومیت خود در یک مؤسسه خدمات اجتماعی میشود و این مؤسسه جایی نیست جز خانه یاس که محل نگهداری از کودکان بی سرپرست است.
این سریال سرگذشت زنی به نام مدینه را روایت میکند که پس از فوت همسرش، جهان، تصمیم میگیرد کارخانه به جا مانده از وی را اداره کند. او برای این کار از پسر خواندهاش بهمن کمک میگیرد. جهان در کارخانه شریکی به نام عبدی داشته و حالا بهمن برای خریدن سهم شریک شان مبلغ هنگفتی پول نزول میکند، اما ماجرا طوری که مدینه و بهمن انتظار داشتند، پیش نمیرود و عبدی کشته میشود.
مدینه (با بازی پریوش نظریه) که از مرگ شوهرش مطلع شده است، بعد از 20 روز در دریا به همراه پسرش(با بازی مهرداد صدیقیان) به دنبال جسد شوهرش می گردد اما بعد مدتی دست خالی و ناکام از پیدا کردن جسد شوهر به تهران باز می گردد .
مدینه بعد از برگزاری مراسم چهلم و به کارخانه به ارث مانده از شوهرش می رود و در آنجا متوجه تقلب و حقه بازی های شریک شوهر(با بازی مهدی سلطانی) می شود و… . تلاش مدینه برای نجات کارخانه و گرفتن حق فرزندانش از شریک شوهر مرحومش داستان این سریال را می سازد.
سریال روزگار، مسائل و مشکلات جامعه امروز زیر ذره بین قرار میگیرد و با نگاه روانشناسانه و کنکاش در رفتار فردی و اجتماعی، تمامی مشکلات خانواده ها رابه در این سریال بـه نمایش می گذارند.
ستایش با دو فرزند خود نازگل و محمد و با نام مستعار رودباری (بجای فردوس) و پس از گذشت ۲۲ سال از آن قضایا در منطقهای در شمال کشور زندگی میکند و صاحب رستورانی محبوب در میان مردم است. پسر او محمد ماهیفروشی دارد و با موتور ماهی به خانهها میبرد. بهصورت اتفاقی حشمت فردوس که با خانوادهاش در شمال به ویلایشان آمدهاند، از محمد ماهی میخرند و محمد هر بار با یک بهانهای به آن خانه میرود، چون هم از نوهٔ حشمت فردوس خوشش آمده و میخواهد پیش وی کار کند تا به مقامی بالا برسد و ثروتمند شود. حشمت او را برای جاروکشی به محل کارش دعوت میکند و محمد راهی تهران میشود تا پیش او کار کند. از طرفی دیگر استاد دانشگاه نازگل از او خواستگاری میکند و از ستایش و نازگل میخواهد که به تهران نقل مکان کنند و عروسی را آنجا گرفته و ماندگار شوند. ستایش بعد از آمدن به تهران به منزل دوست قدیمی خود، عاطفه میرود. صابر، پسر حشمت فردوس نیز رام زنی به نام پریسیما که از طرف فردی ناشناس اجیر شده، میشود و با کمک او وکالت تمام اموال حشمت را با کلاهبرداری از او میگیرد. ستایش نیز توسط همسر عاطفه، دوست قدیمی خود میفهمد که اگر رضایت پدربزرگ نازگل یعنی حشمت فردوس نباشد عقد از لحاظ شرعی باطلست، و به دنبال حشمت فردوس میرود. از طرفی دیگر محمد که رانندهٔ حشمت است، دختران صابر را به میل خودشان پیش دوستان و خوشگذرانیهایشان میبرد و محمد را تهدید میکنند که چیزی به پدربزرگشان نگوید، اما یک شب بعد از برگرداندن آنها از مهمانی کسانی که به آنها مواد داده بودند را کتک میزند، ولی با دروغ نوههای حشمت، حشمت در صدد اخراج اوست که ستایش برای گرفتن رضایت از حشمت فردوس برای عقد دخترش وارد دفتر او میشود و حشمت و محمد را در آنجا میبیند. سپس حشمت با دقت به ستایش نگاه میکند و او را میشناسد. رابطهٔ محمد و حشمت ادامه پیدا میکند و در همین اثنا، صابر، پسر بزرگ حشمت با تحریک همسر سومش پریسیما صفائی (برادرزادهٔ انیس) از وکالتنامهٔ حشمت سوء استفاده کرده، همهٔ اموال پدرش را به نام پریسیما میکند. حشمت نیز به همراه محمد مجبور به ترک خانهاش میشود.
فیلم الف امنیت درمورد عده ای از گروگانگیران است به یک مدرسه پسرانه حمله کرده وچندین دانش آموز را گروگان می گیرد،پلیس های امنیت کشورمان در تلاش اند تا بتواند این دانش آموزان را از چنگ گروگان گیران آزاد کنند
نادر عابدی استاد دانشگاه و بازنشسته وزارت اطلاعات است که نگاهش به پدیدههای اجتماعی نگاه پژوهشی و علت و معلولی است به همین خاطر دوباره به محل کار خود بازمیگردد و بررسی پروندههایی را میپذیرد در این میان تیمی که وی را در این مأموریتها همراهی میکند، دانشجوهای خودش هستند و نگاه موشکافانهای به پروندهها دارد.
او به همراه تیم خود موضوع گروهها و حلقههای شبه عرفانی جدید را انتخاب کرده و سعی به بررسی همه جانبه این موضوع و علل گرایش افراد به این گروهها را دارند. آنها یکی از اعضای گروه به نام وحید(علیرام نورایی) را به شکل نفوذی وارد حلفه میکنند تا به اسرار داخلی این گروه پی ببرند. سریال سرنوشت چند نفر از فریب خوردهها را پیگیری میکند و ...
یک افسر نیروی انتظامی مأموریت مییابد تا وارد یک باند بسیار مخوف مواد مخدر شود و به دلیل فوق سری بودن عملیات، تنها یکی از فرماندهان مافوق او از این مأموریت مطلع است و…
داستان این مجموعه پیرامون زندگی مسئول این پایگاه سلیمان میلانی میگذرد. در این مجموعه علاوه بر نمایش زندگی خصوصی او به همراه همسر و فرزندانش و ماجراهای شخصی تکنسینهای اورژانس، در هر قسمت دو ماموریت اورژانسی نیز پخش میشود.