برچسب حمیدرضا مسچی

نامدار (بازگشت) 1390

نامدار، پسر حجره داری معروف در بروجرد است و پس از سالها از تهران به زادگاهش بازمی‌گردد و دلباخته دختری به‌نام صنم می‌شود. صنم شرط ازدواجش این است که نامدار مانند پدرش دست به خیر باشد. پس از آن نامدار تشویق می‌شود با آدم‌های شرور می‌جنگد حتی با حاکم درمی‌افتد. وی حتی به طرفداری از مشروطه خواهان دورۀ قاجار برای آزادی سید جمال‌الدین واعظ تلاش می‌کند. نامدار را به جرم مخالفت با حکومت زندانی می‌کنند و قرار می‌شود در میدان شهر اعدامش کنند، اما مردم او را فراری می‌دهند و صنم که از عشق زینت به نامدار با خبر است وی را همراه نامدار فراری می‌دهد.

انارهای نارس 1392

انسي و ذبيح در حاشيه‌ي شهر و در خانه اي اجاره اي زندگي مي كنند. انسي از زني سالخورده پرستاري مي كند و ذبيح در شمال شهر كارگر ساختماني است. آنها آرزو دارند بچه دار شوند.

دم سرخ ها 1396

داستان درباره دو جوان است که برای انجام معاینات مربوط به معافی از سربازی به مرکز نظام وظیفه رفته اند با هم آشنا می شوند و این آشنایی پیش درآمد اتفاقات بسیاری برای آنها می شود.