پاتال و آرزوهای کوچک 1368
وحيد كه آرزوهاي ناممكني در سر مي پروراند با موجودي عجيب به نام پاتال كه از يك كره جغرافيايي بيرون مي آيد آشنا مي شود. پاتال به شرط آن كه وحيد اجازه بدهد او به سرزمين اصلي اش بازگردد مي پذيرد آرزوهاي ناممكن اما كوچك او را متحقق كند. او و خواهرش به جاي پدر و مادرشان در مي آيند و پدر و مادرشان به جاي آن ها و هر كدام وظايف ديگري را انجام مي دهند، اما در ساعاتي بعد او پشيمان از وضع پيش آمده از پاتال در خواست مي كند كه اوضاع را به روال گذشته برگرداند، پس از آن، با موافقت وحيد، پاتال غيب مي شود.
