برچسب حمیدرضا طوبائی

گاهی به پشت سر نگاه کن 1393

این سریال روایتگر یک مرد کارخانه‌دار به نام تابش است که با ماجراهای متعددی روبه‌رو می‌شود. او آدم خودساخته‌ای است که کارش را از صفر شروع کرده، اما اکنون که کارخانه‌اش توسعه یافته از طرفی با مشکلی به نام واردات بی‌رویه جنس‌های خارجی روبه‌روست و از طرفی اطرافیان و دشمنان دیرینه‌اش تصمیم دارند او را با پاپوش ورشکسته کنند.

مدار صفر درجه 1386

فیلم ماجرای سفر دانشجویی ایرانی به نام حبیب پارسا (شهاب حسینی) به فرانسه- به خاطر تحصیل در رشتهٔ فلسفه در دانشگاه پاریس - را نشان می‌دهد. ماجرا بر بستر جنگ جهانی دوم و شکل گرفتن صهیونیزم و تسلط تدریجی بر فلسطین می‌گذرد که طبیعتاً فضای داستان متأثر از این واقعه مهم تاریخی است. در زمان اعزام دانشجویان ایرانی به فرانسه و همچنین تحصیل آن‌ها در دانشگاه پاریس، جنگ جهانی دوم نیز در حال آغاز است. حبیب پارسا در دانشگاه با دختری یهودی به نام سارا استروک (ناتالی متی) آشنا می‌شود که اوایل، در کلاس با یکدیگر به مخالفت می‌پردازند که تدریجاً این مخالفت و سرکشی به عشق و تمایل بین این دو نفر مبدل می‌شود. ترور یهودیان به دست صهیونیست‌ها در ایران و اروپا و دنبال کردن سرنوشت دانشجویی ایرانی در فرانسه و رابطه عاطفی او با دانشجویی یهودی با سلسله حوادثی به یکدیگر مرتبط می‌شوند. به دنبال فتح پاریس توسط آلمان نازی، جان سارا آستروک و خانواده‌اش نیز به خطر می‌افتد زیرا دولت آلمان با یهودیان مخالف است؛ و پس از این وقایع مشکلات فراوانی برای حبیب که پس از مدتی به ایران بازمی‌گردد روی می‌دهد درحالی که از پی خواسته او سارا آستروک و مادرش نیز به تهران آمده بودند؛ (زیرا جانشان در پاریس به خطر افتاده بود) و حبیب مجدداً دو بار دستگیر می‌شود (به اتهام ربودن گذرنامه). پس از آزادی وی از زندان شهربانی و رخ دادن اتفاقاتی از جمله کشته شدن چند نفر مثل سرگرد فتّاحی، زینت الملوک (که به دلیل خودکشی میمیرد) خواهر حبیب(سعیده پارسا) و نامزدش، در آخر ماجرا سارا عمویش را که در تخت جمشید قصد قتل حبیب را داشت به قتل می‌رساند و حبیب پارسا دوباره به زندان می‌افتد؛ ولی در آخر پس از رهایی از زندان به معشوق خود می‌رسد که آخرین سکانس سریال است.

وارش ( بهترین سال‌های زندگی ما) 1397

یارمحمد سیستانی با بازی علیرضا کمالی برای گریختن از گرسنگی و خشکسالی به همراه همسر باردارش به شمال ایران می‌رود پیش همشهری و دوست قدیمیش میرولی(هدایت هاشمی )می رود،تا حرفه ماهیگیری را پیشه کند. او که نمی‌داند ماهیگیری آن منطقه در سلطه گردنکشی به نام تراب (با بازی بهنام تشکر) است، به دریا می‌زند و در برابر تراب می‌ایستد. در پی زلزله زن یار محمد که تازه وزن حمل کرده می‌میرد، وارش (الهام طهموری) بیوه جوان که او نیز تازه زایمان کرده است و سال‌ها تراب در خیال ازدواج با او بوده است. یار محمد و وارش که حالا هر دو نوزادهای بدون پدرومادر دارند با اصرار میرولی و همسرش باهم ازدواج می کنند.تراب که ناراحت شده است نقشه‌ای می‌چیند تا یارمحمد را از سر راه بردارد، اما اتفاقی که هیچ‌کس انتظارش را نمی‌کشد، از راه رسیده و سرنوشت آدم‌ها را به هم پیوند می‌زند.پس از مدتی وارش که متوجه شده که تراب قاتل یارمحمد بوده تصمیم به قتل او می گیرد...

حالا فرزندان وارش و یارمحمد که مانند دو برادر از کودکی باهم بزرگ شده اند داستان را جلو میبرند داستان روایت دهه ۵۰و۶۰ است از قبل از انقلاب تا جنگ تحمیلی و... ،یوسف(علیرضا جلالی تبار)و شیوا(حدیثه تهرانی) عاشق یکدیگرند شیوادختر نادر خوش فکر(داریوش کاردان)یکی از متمولین که در روستا آنها دارای کارخانه و زمین و ‌... است. از سوی ‌ديگر پسر تراب(رامین راستاد) هم عاشق اوست.جاوید (امیررضا دلاوری)پسر وارش و شکوفه دختر تراب که از نوجوانی دل در گرو عشق یکدیگر دارند و...

معمای شاه 1394

این سریال داستان به قدرت رسیدن رضاشاه پهلوی و محمدرضاشاه پهلوی در ایران و از زمان بازگشت محمدرضاشاه پهلوی از مصر، پس از ازدواج با ملکه فوزیه تا انقلاب ۵۷ و پیروزی انقلاب اسلامی به تصویر می‌کشد.

روزگار قریب 1386

داستان این مجموعه علاوه بر نمایش زندگی دکتر محمد قریب، بررسی تحولات دانش پزشکی و رویدادهای سال ۱۲۹۵ تا ۱۳۵۴ خورشیدی را روایت می‌کند.

یک روز بخصوص 1395

حامد یک روزنامه نگار متعهد است که قصد افشای یک فساد دارویی بزرگ را دارد اما مشکل قلبی خواهرش و بستری شدن در بیمارستان باعث می شود تا او برای درمان خواهرش دست به کاری غیرقانونی بزند و...

سارا و آیدا 1395

سارا و آیدا دوستانی صمیمی‌هستند که در یک شرکت اقتصادی باهم همکار هستند. مادر سارا معلمی‌ بازنشسته است که به دلیل ضمانت چک برگشتی میثاق (فرزند دیگرش و برادر سارا) به زندان می‌افتد. در این بین سارا درصدد آزادی مادرش است. او به واسطه سعید (نامزد آیدا) که جوانی متمول است مادر را از زندان آزاد می‌کند اما درعوض با پیشنهاد سعید برای سرقت برخی از مدارک مناقصه از شرکتی که درآن کار می‌کند روبرو می‌شود…