برچسب حمیدرضا شماخی

بهار شیراز 1404

داستان «بهار شیراز» در شهر شیراز و در بستر زندگی خانواده‌ای ریشه‌دار جریان دارد؛ خانواده «نادر معدل» و همسرش، پوران نظافت که با فرزندان و اطرافیانشان، درگیر موقعیت‌هایی ساده، روزمره و در عین حال شیرین و طنزآمیز می‌شوند. روایت‌ها از دل روابط خانوادگی بیرون می‌آیند؛ جایی که شوخی، مهر، سوءتفاهم و همدلی، در کنار هم تصویری آشنا و دوست‌داشتنی از زندگی ایرانی ترسیم می‌کند.

الگوریتم 1404

سریال «الگوریتم» روایتگر ماجرای درگیری و مبارزه با جرائم سازمان‌یافته و شبکه‌ای است. محور داستان حول پرونده‌هایی است که مرتبط با تأمین مالی گروه‌های تروریستی هستند. در این داستان، نهادهای امنیتی و پلیس مجبورند برای مقابله با این تهدیدها دست به همکاری بزنند تا از نفوذ و فعالیت این گروه‌ها جلوگیری کنند.

بلیط یک طرفه 1403

پس از آنکه یک پلیس سابق ایرانی درگیر یک اتفاق ناگوار خانوادگی می‌شود، برای کشف علت اصلی این ماجرا به ترکیه سفر می‌کند. اما خیلی زود پای باندهای قاچاق مواد مخدر و تبهکاران بین‌المللی به ماجرا کشیده می‌شود و…

رخنه 1403

داستان سریال «رخنه» مربوط به یکی از دانشمندان کشورمان است که بر روی موشک‌های ماهواره‌بر و فضایی تحقیق می‌کند و در این مسیر با تهدیدات و خطراتی از سوی بیگانگان روبه‌رو می‌شود.

سرجوخه 1400

سرجوخه با روایت دو قصه موازی، به زندگی دو شخصیت غلامرضا و کیان که از دو طبقه اجتماعی مختلف با انگیزه‌ها و کشمکش‌های متفاوت هستند می‌پردازد که هر دو در راه رسیدن به عشق موانع و اتفاقات زیادی سر راه‌شان قرار می‌گیرد که روند رسیدن را کندتر و جذابیت قصه را بیشتر می‌کند.

خانه امن 1399

این مجموعه داستان دو مامور امنیتی به نام‌های کمال (حمیدرضا پگاه) و افشین (امین زندگانی) را روایت می‌کند که یکی مسئول تیم ضد تروریستی و دیگری مسئول تیم مبارزه با مفاسد اقتصادی و پولشویی است. کمال طبق اخبار واصله مطلع می‌شود قرار است تیم‌های تروریستی داعش عملیات‌هایی را در ایران به راه بیندازند. کمال و تیمش با اطلاعاتِ دریافتی از خارج از کشور به ردزنی یکی از نیروهای داعش میپردازند تا از طریق او بتوانند رابطش در تهران را شناسایی کنند. رفته رفته طی این ماجرا دو پروندهٔ پیچیدهٔ تروریستی و اقتصادی به هم گره می‌خورد.و در قسمت آخر فصل اول افشین برای ماموریت به تل آویو می رود و...

پول و پارتی 1402

داستان این فیلم درباره دختر و پسری جوان است که هر دو برای هم نقش بازی می‌کنند و سعی در فریب یکدیگر دارند. هرکدام از آن‌ها گمان می‌کند که با ازدواج با دیگری، به پول و خوشبختی می‌رسند.