برچسب حمیدرضا حاجی محمدزاده

مهران 1399

فیلم درباره خانواده‌ جنگ‌زده‌ای در شهر مهران است. زمانی که این شهر اشغال می‌شود به یزد می‌آیند و مهمان خانواده‌ای می‌شوند که نام پسر آن خانواده نیز مهران است.

اینجا بدون من 1389

احسان با حالتي پريشان سوار اتوبوس بين شهري است و قصد سفر دارد. او ادعا مي كند كه نمي تواند مرز ميان خيال و واقعيت را تفكيك كند. از اينجا به شكلي كه گويي وارد يك روايت خيالي شده ايم به محل كار او مي رويم كه انبار يك كارخانه است. احسان با مادرش كه در يك كارخانه مواد غذايي كار مي كند و خواهر افليجش، يلدا زندگي محقر و دردمندانه اي دارد. مادر براي اينكه يلدا را از گوشه گيري و انزواي ناشي از مشكل جسماني اش برهاند و به گمان خود براي شوهر دادن آماده كند، او را به كلاس «گل چيني» فرستاده، غافل از اينكه يلدا از حضور در كلاس طفره مي رود و به جايش وقتش را در خيابان مي گذراند. تنها دل بستگي يلدا مجموعه اي از حيوان هاي شيشه اي است كه نگه داري مي كند و همه وقتش را به آنها اختصاص مي دهد. از سوي ديگر، احسان كه ذوق و توانايي نوشتن هم دارد، دل بسته سينماست و در جلسه هاي نمايش فيلم در كانون هاي فيلم و سالن هاي سينما حضور مي يابد. مادر كه مخالف اين گرايش هنري احسان است مجله هاي «فيلم» او را به سطل زباله مي ريزد و اختلاف نگاه و سليقه ريشه دار و قديمي ميان آنها بيش از پيش آشكار مي شود. مادر كه گويي آرزويي جز «به خانه بخت فرستادن» دخترش ندارد متوجه مي شود كه...

مادری 1395

داستان «مادری» دربارهٔ زندگی دو خواهر است که به تنهایی در شهر یزد با یکدیگر زندگی می‌کنند؛ با این تفاوت که یکی عشق خود را رها کرده و دیگر عشقش او را رها کرده‌است. آن‌ها یک تنه روبروی مشکلات و مسائلی که سر راه دارند، ایستادگی می‌کنند و حرکتی رو به جلو دارند تا اینکه …

سد معبر 1395

«سد معبر» روایت قاسم (حامد بهداد) کارمند پیمانکاری شهرداری است که به‌شدت سعی دارد پیشرفت کند و از زد و بند با دست‌فروشان گرفته تا نقشه برای ارثیه همسرش وانمی‌گذارد و همه رؤیایش خرید یک ماشین سنگین است.

خانه ای کنار ابرها 1392

مسعود و حمید دو جوان آسمان جُل و دله دزد هستند که در محله‌ای می‌چرخند و از خانواده‌هایی که پسران‌شان در جبهه‌ی جنگ هستند، به دروغ از طرفِ آن ها، پول می‌گیرند تا مثلاً به دست‌شان برسانند. اما وجدانِ نیمه بیدارِ آن‌ها در برخورد با یکی از این افراد، که پیرزنی تنهاست، بیدار می‌شود …

یه حبه قند 1388

پسندیده (نگار جواهریان) دختری جوان از خانواده ایی سنتی است که بزودی قرار است تا به عقد پسری درآید که در حال حاضر در خارج از کشور اقامت دارد. این ازدواج به این شکل انجام خواهد شد که عروس خانم از راه دور به عقد آقا داماد در خواهد آمد و سپس چمدان ها را بسته و عازم خارج از کشور خواهد شد. در جریان فراهم شدن مقدمات عقد پسندیده ، 2خواهرهای او به همراه شوهرهایشان جهت شرکت در مراسم ، دور یکدیگر جمع می شوند و این اجتماع سبب وقوع اتفاقاتی می شود که...

به دنیا آمدن 1394

زن و شوهري در آستانه ميان‌سالگي براي ادامه مسير زندگيشان با يکديگر دچار مشکل مي‌شوند. زن که باردار است مي‌خواهد بچه‌اش را نگه دارد، ولي شوهرش مخالف اين مساله است واصرار دارد سقط جنين انجام شود؛ چون فکر مي‌کند اضافه شدن يک بچه به زندگي پرمشکل آنها، دست و پايش را خواهد بست و مانع از پيشرفت شغلي هر دو خواهد شد. در اين ميان زن تصميم مي‌گيرد فرزند را به دنيا آورد که به نظر خودش بهترين راه حل است.

چهارباندی 1391

رحيم طوسي در چهارباندي مهرشهر كرج دكه كتابفروشي دارد. طي سرقتي كه در آن محل انجام مي گيرد دو دختر وارد زندگي او مي شوند و...