برچسب حضرت آیت‌الله خامنه‌ای

ملت‌های مسلمان می‌توانند ماه رمضان را و عید فطر را وسیله‌ای قرار بدهند برای عزت

ملت‌های مسلمان میتوانند ماه رمضان را و عید فطر را وسیله‌ای قرار بدهند برای عزت؛ نردبانی قرار بدهند به سمت علوّ معنوی و مادی و عزت دنیا و آخرت. باید بیدار باشیم، باید از این موقعیت‌ها استفاده کنیم.

هر چه شما با قرآن بیشتر اُنس پیدا کنید ذکر بیشتر خواهد شد

هر چه شما با قرآن بیشتر اُنس پیدا کنید، ذکر بیشتر خواهد شد؛ و البتّه «ذکر» و «مراقبه» تقریباً همسان یا به یک معنا متّحدند؛ [همان]مراقبه که این همه اهل معنا و اهل سلوک روی آن تأکید میکنند و میگویند پلّکان عروج انسان مراقبه است؛ مراقب خود بودن.

دعای چهل‌وچهارم صحیفه‌ی سجّادیّه را بخوانید

البتّه دعا، دعای مفصّلی است و من توصیه می‌کنم که کسانی که نخوانده‌اند این دعا را بخوانند؛ بخوانید این دعا را و واقعاً بهره‌مند بشوید؛ شما‌ها این لیاقت را دارید که از کلمات امام سجّاد در صحیفه‌ سجّادیّه به بهترین وجهی استفاده کنید.

پذیرایی الهی عبارت است از فراهم کردن فرصت تقرّب به خدا

پذیرایی الهی عبارت است از فراهم کردن فرصت تقرّب به خدا؛ یعنی از این چیزی دیگر بالاتر نیست. خدای متعال در این ماه فرصت تقرّب به خودش را فراهم کرده؛ اگر شما وارد این ضیافت شدید، از این پذیرایی بهره‌مند میشوید. این فرصت چیست؟ این فرصت، روزه است.

تلاش استعمار بر علیه مهدویت

بنده سندی را دیدم که در آن بزرگان استعمار و فرماندهان استعماری توصیه می‌کنند که ما باید کاری بکنیم که این عقیده‌ی به مهدویت، به تدریج از بین مردم زایل بشود! ببینید عقیده‌ی به مهدویت چه قدر مهم است! چه قدر خطا می‌کنند کسانی که به اسم روشنفکری و به اسم تجددطلبی می‌آیند و عقاید اسلامی را بدون مطالعه، بدون اطلاع، بدون اینکه بدانند دارند چه کار می‌کنند، مورد تردید و تشکیک و این‌ها قرار می‌دهند این‌ها همان کاری را که دشمن می‌خواهد، راحت انجام می‌دهند!

جوان‌های ما باید وارد عرصه‌ قرآن‌خوانی بخصوص حفظ قرآن بشوند

جوان‌های ما باید وارد عرصه‌ی قرآن‌خوانی، بخصوص حفظ قرآن بشوند که ما خب حافظ [قرآن]زیاد لازم داریم؛ من چند سال پیش هم عرض کردم؛ (۲۶) تلاش‌هایی هم شده منتها هنوز تا آنجا خیلی فاصله داریم. اگر بخواهید آن ده میلیون را تأمین بکنید، راهش این است که نوجوان‌های ما وارد وادی قرآن بشوند.

شهادت بزرگترین اجری بود که خدا به صیاد شیرازی داد

البته خودِ شهادت بزرگترین اجری بود که خدا به او داد؛ چون این طور کشته شدن، برای انسان خیلی افتخار است. بالاخره صیاد شیرازی، یک مرد پنجاه و چند ساله، ده سال دیگر، بیست سال دیگر، سی سال دیگر - که با یک چشم به هم زدن می‌گذرد - از دنیا میرفت و از همین دروازه عبور میکرد؛ منتها با یک ناخوشی، با یک بیماری، با یک تصادف، یا با یک سکته‌ قلبی؛ از این حوادثی که دائم اتفاق میافتد.