برچسب حسین معتمدی

روزهای ابدی 1399

این مجموعه تاریخی با اتفاقات اواخر دی‌ماه ۱۳۵۷ شروع می‌شود و در نقطه ۱۳ آبان‌ماه ۱۳۵۸ به پایان می‌رسد. این مجموعه دربارهٔ تسخیر سفارت آمریکا و روایتی از به ایران آمدن کیت میلت در سال ۱۳۵۷ و وقایع بعد از انقلاب ۱۳۵۷ ایران است. در این مجموعه به فعالیت‌های مصطفی چمران و علی اصغر وصالی نیز توجه شده و از چهره‌های شاخص آن زمان به ابراهیم یزدی (وزیر امور خارجه وقت) نیز توجه دارد. همچنین دربارهٔ جریان‌های مجاهدین خلق و سایر گروه‌ها و درگیری‌هایشان اشاره شده‌است.

لحظه گرگ و میش 1397

داستان این مجموعه روایتگر فراز و فرود خانواده ای اصیل و ایرانی در طول سه دهه است که با محوریت زندگی تنها دختر خانواده یاسمن که از دهه ۶۰ با حوادث گوناگونی از قبیل جنگ، تحولات اقتصادی و اجتماعی و… آغاز و تا زمان معاصر ادامه خواهد داشت.

امتحان نهایی 1395

«امتحان نهایی» داستان معلم ریاضی مسئول و دلسوزی به نام فرهاد (شهاب حسینی) است که ازقضا با مادر یکی از شاگردانش به نام سعید آشنا شده و قصد ازدواج با او را دارد. دوران حساس بلوغ و قرار گرفتن در محیطی جدید و دوستانی نه‌چندان باب، شرایط را برای سعید و به طبعش، مادر و معلمش بسیار بغرنج کرده است. سعید به‌هیچ‌وجه نمی‌تواند فرهاد را به‌عنوان عضوی از خانواده‌شان بپذیرد و از همین روی سر لج افتاده است. از سوی دیگر، دوستش، غلام که قبلاً به خاطر 0.25 نمره درس ریاضی را رد شده، کینه‌ای عمیق نسبت به فرهاد دارد و با تحت تأثیر قرار دادن سعید اوضاع را خراب‌تر کرده است.

قیچی 1394

جواني از تهران مي گريزد و براي خروج از کشور به جنوب مي رود. محکوم به مري که از جرمش و در واقع بخشي از وجود خودش فرار مي کند و اين فرار لزوما به سمت آزادي نخواهد بود.

پله آخر 1390

امين دكتري ميانسال است كه پس از سال ها به ايران برگشته و به همراه مادرش تنها زندگي مي كند. او با شنيدن خبر مرگ يكي از دوستان كودكي به خانه اش رفته و درگير ماجراي مرگ او مي شود.

خوک 1396

حسن خشمگین است. مدتی است موفق به فیلم ساختن نشده. شیوا مهاجر، ستاره محبوبش صبر ندارد و می‌خواهد با کارگردانان دیگر همکاری کند. همسرش گلی، دیگر عاشقش نیست. دخترش آلما، بزرگ شده و دیگر مستقل است. مادرش جیران، پیر شده و کم‌کم حافظه خود را از دست داده. مزاحم جذابی به نام آنی، او را هر جا می‌رود تعقیب می‌کند و اصرار دارد حسن او را وارد دنیای سینما کند. از همه بدتر، قاتلی در سطح شهر مشغول کشتن کارگردانان سینمای ایران است، اما حسن را نادیده گرفته. حسن رنجیده‌است: آیا او مهم‌ترین فیلمساز این شهر نیست؟ پس چرا قاتل تحویلش نمی‌گیرد؟ هنگامی که نام حسن به عنوان مظنون اصلی پرونده قتل‌ها در شبکه‌های اجتماعی مطرح می‌شود، اوضاع دیگر غیرقابل تحمل می‌شود. حالا حسن ناچار است برای اعاده حیثیتش نقشهٔ هوشمندانه‌ای بکشد…

قندون جهیزیه 1393

عطا و معصومه زن و شوهري هستند که در خانه اي مستاجر بوده و موعد تخليه منزل مسکوني شان فرار رسيده است اما عطا مي خواهد هر طور که شده قرارداد را تمديد کند با آنکه او با عدم توانايي مالي مواجه است