برچسب حسین مسلمی

مجبوریم 1397

مجبوریم داستان گلبهار دختر کارتن خوابی میباشد که با دوست پسرش مجتبی بچه دار میشوند و این بچه ها را میفروشند. مجتبی گلبهار را مجبور میکند به نامزدی مردی به نام آقا کریم که از همسرش باردار نمیشود درآید تا صاحب فرزند شود. پس از مدتی آقا کریم متوجه میشود که گلهبار باردار نمیشود. گلبهار را مجبور میکند که آزمایش دهد و پس از آزمایش متوجه میشود لوله رحم اش بسته شده است.

بانو 1388

مردی شیکپوش همراه زنی به نام بانو پس از ۲۰ سال به شهری وارد می‌شوند بعدها مشخص می‌شود توسط جماعتی از مردمان همین شهر به بانو ستمی رفته‌است. اکنون بانو جهت گرفتن انتقام به شهرخود بازگشته است. دراین رهگذر اتفاقاتی به وقوع می‌پیوندد که شهربانی و مردم نیز در آن دخیل می‌شوند. در این سریال، ماجرای کشف حجاب و جریان ممنوعیت مجالس مذهبی در دوران رضاخان مورد بررسی قرار می‌گیرد.

عروسی خوبان 1367

حاجي كه در جبهه دچار موج انفجار شده از آسايشگاه رواني مرخص مي شود تا در محيطي آرام سلامت خود را بازيابد. نامزد او، مهري، دختر تاجر ثروتمندي شده است. شعبان پدر دختر با ازدواج آن دو مخالف است. حاجي با تعارض با ناگواري هاي محيط اطرافش دچار حمله هاي شديد عصبي مي شود. او در يكي از روزنامه ها به عنوان عكاس شروع به كار مي كند و عكس هايي نيز از معتادان و افراد دوره گرد براي چاپ به مدير روزنامه مي دهد. عكس ها چاپ نمي شوند. حاجي بنا به اصرار مهري ازدواج مي كند و در مراسم ازدواج پدر دختر و امثال او را به ريشخند مي گيرد و پس از حمله شديد عصبي بار ديگر او را به آسايشگاه مي برند. حاجي از آسايشگاه مي گريزد و سپس به مهري تلفن مي كند و با قصد رفتن به جبهه از او حلاليت مي طلبد.

یک خانواده محترم 1390

جوانی تحصیل کرده (آرش با بازی بابک حمیدیان) از پاریس به نزد مادرش که تنها در شیراز زندگی می‌کند بازمی‌گردد. این بازگشت برای او یادآور خاطرات دردناک دوران کودکی (دوران جنگ ایران و عراق) و خشونتی است که پدرش در حق او، برادر بزرگترش (که در جبهه شهید شده) و مادرش روا داشته‌است.

خاکستر و برف 1391

داستان فیلم خاکستر و برف دربارهٔ مردی به نام «احسان» است که پس از ۲۵ سال به ایران برمی گردد. او تصمیم دارد با صمیمی‌ترین دوست خود که زندگی اش را مدیون اوست برای آخرین بار تجدید دیدار کند. این دیدار، اتفاقات ناخواسته ای را برای او رقم می‌زند. اتفاقی که مسیر زندگی اش را تغییر می‌دهد.

ندارها 1388

سه جوان پایین شهری با نام های علی (پژمان بازغی) مهری (هانیه توسلی) و محسن (محسن تنابنده) می خواهند همانند عیاران باشند. آن ها تصمیم می گیرند که از نزول خورها و پولدارهایی که خودشان تشخیص می دهند و پولشان حلال نیست پول بدزدند و به فقرا بدهند…

زرد 1395

نهال و همسرش حامد عضو یک گروه علمی‌جوان هستند که برای اختراعشان به ایتالیا دعوت شده اند.در آخرین روزهای قبل از سفر بر اثر یک حادثه بیماری حامد اوج می‌گیرد و حادثه پشت حادثه سفر این گروه را با بحران مواجه می‌کند…