چاخان پاخان (تله تئاتر) 1401
این برنامه شامل داستان های مختلفی است که هر داستان در چند قسمت روایت می شود.
این برنامه شامل داستان های مختلفی است که هر داستان در چند قسمت روایت می شود.
مجبوریم داستان گلبهار دختر کارتن خوابی میباشد که با دوست پسرش مجتبی بچه دار میشوند و این بچه ها را میفروشند. مجتبی گلبهار را مجبور میکند به نامزدی مردی به نام آقا کریم که از همسرش باردار نمیشود درآید تا صاحب فرزند شود. پس از مدتی آقا کریم متوجه میشود که گلهبار باردار نمیشود. گلبهار را مجبور میکند که آزمایش دهد و پس از آزمایش متوجه میشود لوله رحم اش بسته شده است.
مردی شیکپوش همراه زنی به نام بانو پس از ۲۰ سال به شهری وارد میشوند بعدها مشخص میشود توسط جماعتی از مردمان همین شهر به بانو ستمی رفتهاست. اکنون بانو جهت گرفتن انتقام به شهرخود بازگشته است. دراین رهگذر اتفاقاتی به وقوع میپیوندد که شهربانی و مردم نیز در آن دخیل میشوند. در این سریال، ماجرای کشف حجاب و جریان ممنوعیت مجالس مذهبی در دوران رضاخان مورد بررسی قرار میگیرد.
حاجي كه در جبهه دچار موج انفجار شده از آسايشگاه رواني مرخص مي شود تا در محيطي آرام سلامت خود را بازيابد. نامزد او، مهري، دختر تاجر ثروتمندي شده است. شعبان پدر دختر با ازدواج آن دو مخالف است. حاجي با تعارض با ناگواري هاي محيط اطرافش دچار حمله هاي شديد عصبي مي شود. او در يكي از روزنامه ها به عنوان عكاس شروع به كار مي كند و عكس هايي نيز از معتادان و افراد دوره گرد براي چاپ به مدير روزنامه مي دهد. عكس ها چاپ نمي شوند. حاجي بنا به اصرار مهري ازدواج مي كند و در مراسم ازدواج پدر دختر و امثال او را به ريشخند مي گيرد و پس از حمله شديد عصبي بار ديگر او را به آسايشگاه مي برند. حاجي از آسايشگاه مي گريزد و سپس به مهري تلفن مي كند و با قصد رفتن به جبهه از او حلاليت مي طلبد.
جوانی تحصیل کرده (آرش با بازی بابک حمیدیان) از پاریس به نزد مادرش که تنها در شیراز زندگی میکند بازمیگردد. این بازگشت برای او یادآور خاطرات دردناک دوران کودکی (دوران جنگ ایران و عراق) و خشونتی است که پدرش در حق او، برادر بزرگترش (که در جبهه شهید شده) و مادرش روا داشتهاست.
داستان فیلم خاکستر و برف دربارهٔ مردی به نام «احسان» است که پس از ۲۵ سال به ایران برمی گردد. او تصمیم دارد با صمیمیترین دوست خود که زندگی اش را مدیون اوست برای آخرین بار تجدید دیدار کند. این دیدار، اتفاقات ناخواسته ای را برای او رقم میزند. اتفاقی که مسیر زندگی اش را تغییر میدهد.
سه جوان پایین شهری با نام های علی (پژمان بازغی) مهری (هانیه توسلی) و محسن (محسن تنابنده) می خواهند همانند عیاران باشند. آن ها تصمیم می گیرند که از نزول خورها و پولدارهایی که خودشان تشخیص می دهند و پولشان حلال نیست پول بدزدند و به فقرا بدهند…
نهال و همسرش حامد عضو یک گروه علمیجوان هستند که برای اختراعشان به ایتالیا دعوت شده اند.در آخرین روزهای قبل از سفر بر اثر یک حادثه بیماری حامد اوج میگیرد و حادثه پشت حادثه سفر این گروه را با بحران مواجه میکند…