برچسب حسین قورچیان

احتمال باران اسیدی 1393

داستان درباره مرد سالخورده‌اي بنام منفرد است كه سالهاست تنها زندگي مي‌كند و بازنشسته است. او به شدت با تنهايي و روزمرگي خود در كشمكش است و تلاشش براي بازگشت به شغل سابقش فايده اي ندارد تا اينكه روزي تصميم مي‌گيرد به شهر بيايد و دوست قديمي خود را كه حدود 30سال است او را نديده پيدا كند. منفرد در يك هتل اقامت مي‌كند و در آنجا با يك دختر آشنا مي شود و اين ارتباط در ادامه منجر به يك دوستي جديد و استحاله منفرد در نگاه به زندگي مي شود.

رفتن 1395

فرشته و نبی عاشق هم هستند. اما فرشته مجبور است به به همراه خانواده اش از افغانستان به ایران برود. نبی هم تصمیم میگیرد به خاطر فرشته به ایران برود و غیر قانونی از مرز ایران عبور کند.

تمشک 1392

حميد و هما زوج ناباروري هستند كه تصميم گرفته اند از راه اجاره‌ي رحم بچه‌دار شوند. اين دو در راه پيگيري و انتخاب شخص مورد اطمينان براي اين منظور به زن جواني به نام رضوان بر مي خورند كه با وجود شرايط مساعد داراي مشكلاتي است. اتفاقي كه براي اين زوج پس از آشنايي با رضوان مي افتد سبب مي شود آنها به شناخت تازه اي از خود و پيرامون شان برسند.

پیک نیک در میدان جنگ 1383

سهراب جوان ساده دل روستايي است كه در جبهه مسئول نگهداري حيوانات گردان است، اما به خاطر اشتباهي كه صورت مي گيرد از خط مقدم جبهه سر در مي آورد جايي كه برادرش فرمانده آنجاست. او به شدت از حضور سهراب در منطقه عصباني مي شود. از طرفي سهراب دل درگرو دختري از هم ولايتي هايش دارد، اما اخبار غيرمنتظره اي از او مي شنود و تصميم مي گيرد در جبهه بماند.

آزاد راه 1389

این فیلم حکایت زندگی جوانی اصفهانی است که پدرش نذر کرده در حوزه درس بخواند و به قم و تهران آمده و با دختری بنام پریسا (بهنوش طباطبایی) نامزد شده است ولی برادر نامزدش مرتکب قتل می‌شود و او را هم دچار مخمصه می‌کند و روند زندگش اش را تغییر می‌دهد.

هایلایت 1396

زن و مردی در تصادفی سهمگین در جاده‌های شمالی کشور، به کما رفته‌اند و همسران آنها (با بازی آزاده زارعی و پژمان بازغی) از ارتباط بین همسرانشان با یکدیگر بی خبرند و نمی‌دانند چرا این دو باهم در یک ماشین بوده‌اند…

جن زیبا 1396

یدالله (فرهاد اصلانی) در یک تیمارستان کار می‌کند و به تازگی بخاطر فوت همسرش تنها شده‌است.در همین حال دلارام (نورگل یشیلچای) که در تیمارستان بستری است برای دیدن فرزندش از یدالله کمک می‌خواهد. یدالله یک سال است زنش را از دست داده و حالا غمگین است. او شب‌ها در خانه بزرگ و قدیمی‌اش تنهاست تا این که اتفاق جدیدی برایش رخ می‌دهد ان زن که مرده است پیر مرد تا جلوی در میاید زنش را جن میبرد

عشق و جنون 1392

مردی بعد از گذشت ۳۰ سال از یک اتفاق که تنها زاییده ذهن او و یک سوء تفاهم ساده است به تهران می‌آید تا از شخصی انتقام گرفته و او را به قتل برساند. او در این میان با دو نفر از نسل جوان آشنا می‌شود و با زندگی عاشقانه، معصوم و پاک آن‌ها مواجه شده اما کام آن‌ها را به خاطر افکار شوم خود تلخ می‌سازد و…