برچسب حسین قاسمی جامی

بچه های بهشت 1377

رحمتی فیلم‌سازی جوان است که در جبهه با دو نوجوان همرزم حسین فهمیده و بهنام محمدی، آشنا بوده است. وی اکنون پس از جنگ می‌خواهد زندگی فهمیده را بازسازی کند اما پیدا کردن نوجوانان شبیه به فهمیده و محمدی برایش مشکل است. تا اینکه پسری سیزده‌ساله را در کرج پیدا می‌کند که ابتدا بازی در این نقش را نمی‌پذیرد اما پس از آشنایی با بازیگر نقش بهنام و خواندن فیلم‌نامه آن را قبول می‌کند...

سوپ تلخ 1387

ژاله دختر جوانی است که با یک باند مواد مخدر کار می کند و قصد دارد فردی را جای خودش به رییس باند معرفی کند و برای همیشه از کشور خارج شود...

پرواز روح 1376

ستاد عملياتي دشمن داراي سايت موشكي است و قرار است در پنج روز آينده فعال شود. نيروهاي ايراني براي جلوگيري از اقدام دشمن دست به كار مي شوند ولي با دشواري هايي روبرو مي شوند. دو جوان بسيجي تلاش مي كنند تا پس از رضايت فرمانده‌شان وارد عمليات شوند.

چشم شیشه ای 1369

قاسم، بسيجي تبليغاتي به خط مقدم جبهه اعزام مي شود. او رزمندگان را در وضعيت سختي مي بيند و دوست دارد به آن ها كمك كند هرچند كه وظيفه او فقط تبليغات است. يكي از رزمندگان به نام ابوالفضل عضو واحد اطلاعات عمليات با گروهي از بسيجيان براي پشتيباني، راهي خط مقدم مي شود و از صحنه هاي درگيري رزمندگان با سربازان عراقي عكس مي گيرد، اما وقتي ابوالفضل در درگيري شهيد مي شود، قاسم با ديدن اين شرايط دوربين خود را روشن مي گذارد و به ياري آن ها مي شتابد و بعد از مبارزه اي سخت به شهادت مي رسد.

خروس بی محل 1387

مادر پريا نويسنده قصه هاي كودكان است. يكي از شخصيت هاي داستانش او را مي دزدد و پريا براي رهايي مادرش از بند وارد ماجرا مي شود...

پیتزا مخلوط 1389

منوچهر و غلام دو پسرعمو و كارگر يك پيتزافروشي بزرگ اند كه توسط حاجي اداره مي شود. منوچهر و غلام به علت نداشتن مكاني براي زندگي شب ها را هم در همين پيتزافروشي سر مي كنند. حاجي قصد رفتن به زيارت مي كند و كليد منزل خود را براي مراقبت و آبياري گل هايش به منوچهر مي دهد و توصيه مي كند حتماً تنهايي به منزل برود و غلام را با خود نبرد. الهه و الهام دو خواهرند و هر دو در يك مزون لباس عروس كار و زندگي مي كنند. الهه و منوچهر 7 سال است كه با هم ازدواج كرده اند ولي به علت وضعيت بد اقتصادي هنوز موفق نشده اند با هم زير يك سقف زندگي كنند. غلام هم دل باخته الهام است و قرار است با او ازدواج كند. غلام و منوچهر هر روز با جمع آوري تكه هاي پس مانده پيتزاهاي مختلف مشتري ها و ترميم آن با پنير آنها را به هم مي چسبانند و به عنوان ناهار،‌ با نام پيتزاي مخلوط، براي الهه و الهام مي فرستند. ملوك صاحب مزون، صاحب كار الهه و الهام، پيردختري است كه در ازدواج قبلي اش شكست خورده است. داماد سر سفره عقد او را قال گذاشته و بابت چك هاي بي محلي كه كشيده، ملوك را به دردسر انداخته و يك عده شرخر به جان او افتاده اند و همه جا تعقيبش مي كنند. ملوك از آنجا كه چشم ديدن لباس عروس را ندارد و براي رهايي از شرخرها هم كه شده، چاره اي جز فروش مزون ندارد نهايتاً منجر به بي ساماني الهه و الهام مي شود. به همين خاطر منوچهر به تكاپو مي افتد كه الهه و الهام را نجات دهد و همسري براي ملوك پيدا كند كه خاطره تلخ ملوك به خاطره اي شيرين تبديل شود.

تا مرز دیدار 1368

قرار است تيم ملي فوتبال ايران براي انجام بازي هاي آسيايي به خارج از كشور اعزام شود، اما يكي از بازيكنان اصلي تيم به نام مصطفي موسوي اطلاع مي يابد كه برادرش، مرتضي، در جبهه مفقود شده است. او از همراهي با تيم خودداري مي كند و براي يافتن مرتضي عازم جبهه مي شود. مصطفي با كمك هاشم، همرزم برادرش، به محلي كه آخرين بار مرتضي ديده شده است مي رود، اما پس از در گرفتن ماجراهايي هاشم كشته و مصطفي مجروح و به پشت جبهه منتقل مي شود.

پی ۲۲ 1393

فیلم پی ۲۲ بر اساس مستند ناوچه جوشن ساخته شده است. این رویداد در تاریخ فروردین سال ۶۷ در درگیری با نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا اتفاق افتاد