برچسب حسین فلاح

عشقولانس 1395

فیلم کمدی عشقولانس داستان پسری به نام امیر است که در دانشگاه برای دوستانش نسخه ازدواج می پیچد در حالی که خودش اعتقادی به عشق ندارد و آن را بیهوده و غیر واقعی میداند. اما در یک شرط بندی میبازد و عاشق می شود و حالا باید برای خودش نسخه بپیچد...

هزارتو 1397

بردیا پسربچه ای است که گم شده و پدرش (شهاب حسینی) هراسان در حال دویدن در خیابان است و این مسئله را به پلیس اطلاع می‌دهد که فرزندش گم شده. این موضوع باعث ورود افراد دیگری به ماجرا می‌شود و…

فروشنده 1394

عنا و عماد زن و شوهری جوان هستند که در حال اجرای تئاتری بر اساس نمایشنامه مرگ فروشنده نوشته آرتور میلر می‌باشند. آن‌ها به علت نشست زمین مجبور می‌شوند به اجبار خانه خود را ترک کنند و به اصرار یکی از دوستانشان به نام بابک به خانه‌ای اسباب‌کشی می‌کنند که پیش‌تر زنی بدکاره به نام «آهو» در آن ساکن بوده‌است. ابتدا همه چیز خوب پیش می‌رود ولی وقایع بعدی به بحرانی غیرقابل کنترل ختم می‌شود..

سرو زیر آب 1396

سرو زیر آب داستانی پیرامون شهدای مفقود الاثر و سرگردانی خانواده های آنها در پی خبر و نشانی از آنهاست؛ "ستاد معراج شهدا" گروهی بودند که جنازه های شهدا را کشف و تشخیص هویت میکردند و پیکرهای کاملاً سوخته، بی پلاک که حتی نمیشد از آنها انگشت نگاری کرد به پایگاه آورده میشدند و این گروه وظیفه داشتند تا به هر طریقی که شده هویت اجساد شهدا را شناسایی کنند و پس از بررسی های دقیق و قطعی به خانواده هایشان خبر و تحویل دهند و ...

دیوار 1386

ستاره دختر بيست ساله اي است كه پس از مرگ پدرش ـ كه با موتورسواري روي ديوار مرگ گذران زندگي مي كرده ـ زندگي سخت و فقيرانه اي با مادرش اعظم و برادر كوچك ترش شهاب دارد. شهاب اكنون حرفه پدر را ادامه مي دهد اما به دليل بي علاقگي و ناشي بودن، مشتري چنداني ندارد و از همين رو محمود كه با پدر شهاب و ستاره شريك بود تصميم به بستن و تعطيلي ديوار مرگ مي گيرد و پس از افتادن شهاب از ديوار و شكستگي پايش، در اين امر راسخ تر مي شود. ستاره با اصرار زياد به محمود مي قبولاند كه خودش توانايي اين حرفه را دارد و پس از تمرين فراوان، كارش با استقبال فراوان مشتريان و رسانه ها روبرو مي شود. اعظم و شهاب پس از آنكه ماجرا را مي فهمند ابتدا او را از اين كار منع مي كنند اما با اصرار محمود قانع مي شوند؛ تا آنجا كه شهاب هم پس از بهبودي پايش، ستاره را در موتورسواري روي ديوار همراهي مي كند. استقبال از درخشش ستاره، برخي سرمايه گذاران را برمي انگيزد تا به او پيشنهاد كنند كارش را در خارج از كشور نيز عرضه كند. اما در آستانه عزيمت به خارج، ناگهان ديوار مرگ به حكم دادگاه توسط نيروي انتظامي تعطيل مي شود و علت اين تعطيلي نيز مسأله دار بودن موتورسواري يك دختر جوان اعلام مي شود. ستاره تلاش مي كند اين مانع را از سر راه بردارد اما به نتيجه نمي رسد. براي همين به راه حل تازه اي فكر مي كند.

جنجال در عروسی 1394

در يک مراسم عروسي کودکان را به محل برگزاري جشن راه نمي‌دهند و به کلبه‌اي در انتهاي باغ تبعيد مي‌کنند. بچه ها متوجه مي‌شوند برگزارکنندگان مراسم قاچاقچي مواد مخدر هستند، لذا تصميم مي‌گيرند تا جشن را به هم بزنند و اين آغاز ماجر است.