دیو و ماه پیشونی 1400
ماه پیشونی همراه با یکی از نوادگان ارژنگ دیو در فضای فانتزی و شاد همسفر میشود . سفری در دنیای امروز ؛ برای کودک درون همه افراد خانواده .
ماه پیشونی همراه با یکی از نوادگان ارژنگ دیو در فضای فانتزی و شاد همسفر میشود . سفری در دنیای امروز ؛ برای کودک درون همه افراد خانواده .
این فیلم درباره مردي است که در سوداي زندگي مرفه و بدون دغدغه قصد دارد با دختر صاحبکار شرکت حمل و نقلي که در آن کار مي کند ازدواج کند امّا............
داستان سعید و ستاره است که با وجود تهدیدهای یک مزاحم ناشناس با هم پیوند زناشویی میبندند؛ اما در پی سفری، برای ستاره حوادثی پیش میآید و زندگی آنها دستخوش تغییرات بزرگی میشود...
داستان این اثر در رابطه با یک راننده است که با نیسان آبی کار می کند . او وضع مالی مناسبی ندارد . اما یک اتفاق باعث می شود تا او ثروتمند شود . اما در این بین داستانها و اتفاقات دیگری رخ می دهد که باعث می شود تا مسیر زندگی او به طور کلی دگرگون شود
داستان این فیلم تلاقي عجيب زندگي دو زوج جوان است و داستان جواني را به تصوير ميكشد كه مرتكب به قتل جنگلباني شده است. اين جوان براي طلب بخشش به امامزادهاي متوسل ميشود، همان جا و همزمان همسر مقتول كه بيماري لاعلاجي دارد پس از فوت همسرش تصميم گرفته تا تنها فرزندش را به امامزاده بسپارد. جوان غافل است از اينكه دست تقدير سرنوشتهاي اين دو نيازمند را به هم گره زده است...
سرهنگ سلیم (داریوش فرهنگ)، فرمانده تیم ویژه آمین مسئول رسیدگی به پروژه مجرم و خلافکار فراری، همایون تمدن (کاظم بلوچی) که سال گذشته طی عملیات گروگانگیری برادر سرهنگ را به شهادت رسانده، است. پلیس با کشف کانتینری حامل مواد مخدر به ردی از همایون میرسد. همزمان فرزند همایون، یاشا تمدن (شاهرخ استخری) برای مراسم سالگرد مرگ همسرش مریم نوین وارد ایران شده و مأمورین علاوه بر بررسی سر نخ کانتینر، وی را نیز جهت رسیدن به همایون تحت نظر میگیرند اما…
آرش (حامد بهداد) و رستا (ساره بیات) ، پس از فراز و نشیب فراوان خانوادههای خود به روز عروسی میرسند اما با پیدا شدن رقیب قدیمی آرش ،مهران معشوقه وعاشق رستا درشب عروسی اتفاقاتی پی دَر پی پدید میآید و ....
رضا که به خاطر ضمانت دوست دوران بچگیاش به زندان افتاده با پرداخت شدن بدهیاش توسط زنی که نذر داشته از زندان آزاد میشود و به دنبال آن زن میگردد. دکتر آفاق که در بیمارستانی که لیلا زن رضا در آن نظافتچی است، کار میکند. متوجه قضیه زندانی شدن رضا میشود و به نمایشگاه آقای صمدی میرود و ماشینش را میفروشد قرض رضا را میدهد و پسرش ساعد که قاری قرآن است، سرطان حنجره دارد. رضا که ماشینی قسطی خریده آنها را به زیارت میبرد اما خودش نمیرود. ساعد به او میگوید که خداوند هر که را دوست دارد بیشتر به او سختی میدهد تا ساخته شود .رضا هم پشیمان شده و به زیارت میرود