برچسب حسین عرب

قرار ما این نبود 1388

این فیلم درباره مردي است که در سوداي زندگي مرفه و بدون دغدغه قصد دارد با دختر صاحبکار شرکت حمل و نقلي که در آن کار مي کند ازدواج کند امّا............

اشتباه محض 1387

داستان سعید و ستاره است که با وجود تهدیدهای یک مزاحم ناشناس با هم پیوند زناشویی می‎بندند؛ اما در پی سفری، برای ستاره حوادثی پیش می‎آید و زندگی آنها دست‎خوش تغییرات بزرگی می‎شود...

نیسان آبی 1400

داستان این اثر در رابطه با یک راننده است که با نیسان آبی کار می کند . او وضع مالی مناسبی ندارد . اما یک اتفاق باعث می شود تا او ثروتمند شود . اما در این بین داستانها و اتفاقات دیگری رخ می دهد که باعث می شود تا مسیر زندگی او به طور کلی دگرگون شود

تاوان 1387

داستان این فیلم تلاقي عجيب زندگي دو زوج جوان است و داستان جواني را به تصوير مي‌كشد كه مرتكب به قتل جنگلباني شده است. اين جوان براي طلب بخشش به امامزاده‌اي متوسل مي‌شود، همان جا و همزمان همسر مقتول كه بيماري لاعلاجي دارد پس از فوت همسرش تصميم گرفته تا تنها فرزندش را به امامزاده بسپارد. جوان غافل است از اينكه دست تقدير سرنوشت‌هاي اين دو نيازمند را به هم گره زده است...

آمین 1394

سرهنگ سلیم (داریوش فرهنگ)، فرمانده تیم ویژه آمین مسئول رسیدگی به پروژه مجرم و خلافکار فراری، همایون تمدن (کاظم بلوچی) که سال گذشته طی عملیات گروگان‌گیری برادر سرهنگ را به شهادت رسانده، است. پلیس با کشف کانتینری حامل مواد مخدر به ردی از همایون می‌رسد. همزمان فرزند همایون، یاشا تمدن (شاهرخ استخری) برای مراسم سالگرد مرگ همسرش مریم نوین وارد ایران شده و مأمورین علاوه بر بررسی سر نخ کانتینر، وی را نیز جهت رسیدن به همایون تحت نظر می‌گیرند اما…

دل 1398

آرش (حامد بهداد) و رستا (ساره بیات) ، پس از فراز و نشیب فراوان خانواده‌های خود به روز عروسی می‌رسند اما با پیدا شدن رقیب قدیمی آرش ،مهران معشوقه وعاشق رستا درشب عروسی اتفاقاتی پی دَر پی پدید می‌آید و ....

ضامن 1387

رضا که به خاطر ضمانت دوست دوران بچگی‌اش به زندان افتاده با پرداخت شدن بدهی‌اش توسط زنی که نذر داشته از زندان آزاد می‌شود و به دنبال آن زن می‌گردد. دکتر آفاق که در بیمارستانی که لیلا زن رضا در آن نظافتچی است، کار می‌کند. متوجه قضیه زندانی شدن رضا می‌شود و به نمایشگاه آقای صمدی می‌رود و ماشینش را می‌فروشد قرض رضا را می‌دهد و پسرش ساعد که قاری قرآن است، سرطان حنجره دارد. رضا که ماشینی قسطی خریده آنها را به زیارت می‌برد اما خودش نمی‌رود. ساعد به او می‌گوید که خداوند هر که را دوست دارد بیشتر به او سختی می‌دهد تا ساخته شود .رضا هم پشیمان شده و به زیارت می‌رود