ثقه الاسلام تبریزی 1376
مجموعه تلویزیونی ثقةالاسلام وقایع و اتفاقات دوازده روز از تاریخ مشروطه و قیام ستارخان به همراه عدهای از مردان غیور تبریز و نیز شخصیت و مبارزات روحانی مجاهد «ثقةالاسلام تبریزی» را به تصویر میکشد.
مجموعه تلویزیونی ثقةالاسلام وقایع و اتفاقات دوازده روز از تاریخ مشروطه و قیام ستارخان به همراه عدهای از مردان غیور تبریز و نیز شخصیت و مبارزات روحانی مجاهد «ثقةالاسلام تبریزی» را به تصویر میکشد.
داستان نقره داغ درباره مردی به نام پرویز است که برای رسیدن به ثروتی عظیم، در قامت یک زن به نام آنابل فرومیرود، غافل از آنکه اتفاقاتی عجیب انتظارش را میکشد...
لطیفه مادر ۷۵ سالهای است با دو پسرش با نامهای بزرگ و اسماعیل زندگی میکند، بزرگ پسر ارشد لطیفهاست و چهار سال پیش در پی خواندن خطبه عقدی خانگی و بی سر و صدا دخترش اکرم را به عقد پسر برادرش اسماعیل سقایی در آوردهاست.
داستان فیلم مربوط به پدر یک شهید مفقودالاثر است به نام ماشاالله که شهید شدن پسر خود را باور ندارد و همچنان چشم انتظار وی می باشد. این پدر درگیری هایی با نوه خود صابر یعنی فرزند شهید پیدا می کند
مجموعه تلویزیونی گذر از رنجها، قصه زندگی بانویی به اسم دنیا را از هنگام میلاد تا درگذشت حکایت میکند. این مجموعه درام تاریخی است و در آن داستان زندگی دنیا از سال ۱۳۳۵ تا ۱۳۶۹ به نمایش درآمده است. در این داستان به تغییرات سیاسی ایران هم توجه گردیده است. قهرمان قصه مجموعه «گذر از رنجها» یک زن است که با رنجهای زندگی مقابله میکند. در این مجموعه به ماجراهای خانها و رعیتها توجه میشود و اینکه چنین رویدادهایی باعث شد تا آگاهی مردم نسبت به مشکلات روز بیشتر گردد.
این سریال در فضای گیلان مقابل دوربین رفت و نگاهی به تاریخ ایران در دوران اوایل پهلوی دوم است. پس از باران روایتی انسانی از روابط ارباب و رعیتی بود. این سریال با موضوع قراردادن زندگی خانواده یک ارباب و حضور دختری با عنوان همسر دوم ارباب، شرایط جدید و مخالفتهای خانواده ارباب «همسر اول» و عواقب و عوارض چنین حضوری را نمایش میداد. در این سریال عشق همراه با ارباب بودن، و مظلومیت زنان دوم اربابان و قدرت اربابان و خانها را در گذشته میتوان دید. این سریال روایتی از دوران زندگی در زمان اوایل پهلوی دوم است و مشکلاتی که مردم متحمل میشدند.
داستان این مجموعه علاوه بر نمایش زندگی دکتر محمد قریب، بررسی تحولات دانش پزشکی و رویدادهای سال ۱۲۹۵ تا ۱۳۵۴ خورشیدی را روایت میکند.
علي، صدرا و رحيم سه همرزم بسيجي هستند. ده سال پس از حضور اين سه در جبهه، صدرا كه ماسك خود را در يك حمله شيميايي به علي داده و حالا خود يك بيمار شيميايي است، براي معالجه راهي لندن مي شود. علي، رحيم و چند رزمنده ديگر نيز براي شركت در مسابقه هاي كاراته به لندن مي روند. علي به عنوان نماينده ايران و رحيم به عنوان مربي، مسابقه هاي آزاد كاراته را آغاز مي كنند. يك ايراني ديگر به نام رضا كه تابعيت انگلستان را گرفته، به عنوان نماينده اين كشور در مسابقه ها حضور دارد. در آغاز مسابقه ها، علي پس از شكست دادن حريف آمريكايي اش با يك ورزشكار اسراييلي برخورد مي كند؛ اما حاضر به مسابقه با او نمي شود و اسراييلي حريف رضا در فينال مسابقه ها مي شود. ورزشكار اسراييلي بيرون از سالن مسابقه با علي درگير مي شود و با پاشيدن يك ماده شيميايي به صورت او به چشمانش آسيب مي رساند. رحيم به رضا پيشنهاد مي كند او نيز ماننده علي از روبرو شدن با حريف اسراييلي سر باز بزند؛ ولي رضا كه به جايزه اول مسابقه ها نياز مالي دارد، حرف رحيم و ديگر همراهان او را نمي پذيرد. درست قبل از شروع مسابقه، چند مرد به روي رضا اسلحه مي كشند تا مسابقه اش را در مقابل حريف اسراييلي واگذار كند و همسر رضا را نيز گروگان مي گيرند. رحيم كه رفتار نامعقول رضا را حين مسابقه مي بيند، به غيبت همسر او در سالن شك مي كند و در رختكن پس از درگيري با گروگان گيران، او را آزاد مي كند. رضا كه همسرش را در سالن مي بيند، با روحيه اي قوي حريف خود را شكست مي دهد. همزمان با پايان مسابقه، صدرا ـ كه همه مسابقه ها را از تلويزيون بيمارستان ديده است ـ جان مي سپارد. در بازگشت تيم، در حالي كه چشمان علي بهبود يافته، رضا و همسرش نيز در ميان مسافران هواپيما هستند. تابوت صدرا نيز در همين هواپيماست.