برچسب حسین شهاب

تهران روزگار نو 1378

قبل از شهريور 1320 ، رضاشاه امر به سر شماري مي كند. او در تنها سفر خارجي اش (به تركيه) دريافته كه آتاتورك نفوس تركيه را از همين طريق مي داند. شيوه ي سر شماري متفاوت است: همه بايد درخانه ها باشند تا سرشماري درست از كار در بيايد. عده اي از عوامل نظميه از اين خلوت و قرق بهره مي گيرند و يك جواهر فروشي را در لاله زار غارت مي كنند. غافل ازاين كه قطعه اي از جواهرات عروس خان مظفر درميان جواهرات سرقت رفته است. خان مظفر رئيس نظميه را احضار مي كند و سر پاس نظميه چاره ي كار رابه مفتش شش انگشتي مي سپارد. يافتن جواهر موجب محبوبيت شش انگشتي نزد خان مي شود. بااشغال طهران در شهريور 1320 شيرازه ي همه ي امور از هم مي پاشد و مفتش تبديل به آدم خاصه ي خان مظفر مي شود. او درمأموريتي خصوصي به دستگيري مردي مي رود كه خان مظفر از جواني به دنبال اوست تا در اين زمانه ي آشوب، هم از هنرش بهره بگيرد و هم حساب هاي گذشته را با هم تسويه كنند.

شب بخیر غریبه 1380

سعيد به دليل گرفتاري در دام اعتياد با خانواده اش درگير است. خانم صابري خواهر همسر سعيد خانه و خانواده اش را ترك مي كند. ابتدا به سراغ دوستش جلال كه زماني تحت عنوان سعيد ترانزيت نزدش كار مي كرد، مي رود و درخواست كمك براي وصول طلب هايش مي كند. طلبكاران و بدهكاران سعيد كه اغلب تحت سرپرستي يك نزول خوار كار مي كنند، سعيد را تحت فشار قرار مي دهند. در همين اثنا شوهر خواهر سعيد، مهرداد، براي كمك به او و خواهرش وارد ماجرا مي شود و با استفاده از نفوذ خود سعي در يافتن سعيد، خلاصي او از دام اعتياد و بازگشتش به خانه دارد. سرانجام سعيد كه هنگام درگيري با يكي از بدهكارانش زخمي شده است توسط جلال نزد دكتر برومند كه سالها پيش با مهرداد و سعيد همكلاسي بوده است برده مي شود و دكتر برومند علاوه بر معالجه او در درمان اعتيادش نيز ياري اش مي كند تا سلامت و سرحال نزد خانواده اش برگردد.

فیلم ماموریت (2018)

دختر آقای سعادت با مهندس مهران قرار ازدواج گذاشته‌است. آقای سعادت، که آدم بدگمانی است، آقا تقی خیالاتی و دست و پا چلفتی را مأمور می‌کند تا مهران را زیر نظر بگیرد. آقا تقی ادعا می‌کند که مهران عضو باند قاچاق هروئین است. به زودی معلوم می‌شود که قاچاقچی مورد نظر فرد دیگری است شبیه مهران که در ساختمان محل سکونت او زندگی می‌کند. به این ترتیب چابکی آقا تقی در کشف باند قاچاق اثبات می‌شود و مهران و دختر آقای سعادت به وصال هم می‌رسند.