کن پامنار 1400
فیلم "کن پامنار" گوشه ای از زندگی کودکان کار را در محله های فقیرنشین تهران روایت می کند.
فیلم "کن پامنار" گوشه ای از زندگی کودکان کار را در محله های فقیرنشین تهران روایت می کند.
سیاه چاله داستان فردی به نام جمشید را روایت می کند که در شصت سالگی درگیر بیکاری و اجاره نشینی است. در شرایطی که جمشید بالاجبار راهی خانه پدری در خارج از شهر شده، از ماجرایی مطلع میشود که تصور میکند زندگی خانواده را بهبود خواهد بخشید ولی اقدام او تمام اعضای خانواده را وارد چاله ای بزرگ تر میکند.
در جنوب شرقی استان سیستان و بلوچستان، یک بیوه بلوچ به نام بیبان تصمیم می گیرد سکوت کند و دیگر حرفی نزند. او با پسرش میران در خانه پدرشوهرش زندگی می کند. وقتی همبازی دوران کودکی او، همراز، به خانه برمی گردد، عشقی میانشان جان می گیرد؛ اما همه سعی می کنند بیبان را وادار کنند که این عشق ممنوعه را فراموش کند.
یک زندانی به نام احمد که تنها پنج روز فرصت دارد جواب چند معما را پیدا کند تا بتواند زنده بماند، بخشی از اتفاقها در گذشته رخ داده که بدون روشن شدن آنها برای مشکلهای امروز جوابی پیدا نخواهد کرد احمد اگر موفق نشود روز ششم کشته میشود.
خانواده یک توریست خارجی به ایران سفر میکنند که در کنار خانه دختر همسایه که به عنوان مترجم در کار آنها است اتفاقات شیرینی رخ میدهد …
خانم باقی که به جای خازنه در سفر قبلی آنها را همراهی کرده، اصرار دارد که دوباره به سفر بروند هر روز با تعریف و توضیح درباره نقطه ای از ایران به سراغ آنها می آید بالاخره آن دو هم موافق می شوند اما روزگار به سمتی پیش می رود که هربار با هماهنگ شدن مقدمات کار، مانعی پیش می آید و... در این سفر آنها به شیراز سفر میکنند
این فیلم نُه روز از زندگی خواننده جوانی را به تصویر می کشد که متفاوت ترین روزهای عمر او به حساب می آید.
این سریال داستان چهار جوان خلافکار است که یک گاو صندوق را که دو هزار سکه بهار آزادی در آن وجود دارد، میدزدند. این سکهها به همت یک مؤسسه خیریه و برای اهدا به زوجهای نیازمند فراهم شدهاست که با دزدیده شدنشان مؤسسه دچار مشکلاتی میشود…