برچسب حسین سحرخیز

سرزمین کهن (سرزمین مادری) 1392

این مجموعه به بررسی تاریخ سیاسی-اجتماعی ایران از سال۱۳٢١ تا پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ ایران در بستر زندگی یک پسربچه می‌پردازد که در قالب سه فصل برای پخش آماده شده‌است. در فصل اول سریال، کودکی رهی که شخصیت اصلی سرزمین کهن است به تصویر کشیده می‌شود، که نقش او را علی شادمان بازی می‌کند. رهی بعد از بمباران دهکده محل سکونت‌شان توسط نیروهای متفقین، از زیر آوار بیرون کشیده می‌شود. رهی پس از چند روز مراقبت توسط مادرش راهی تهران می‌شود. سال‌ها بعد او در یک خانواده توده‌ای بزرگ می‌شود، اما بر اثر به وقوع پیوستن ماجراهایی او به یک خانواده درباری سپرده می‌شود. در این خانواده است که او رفته رفته به هویت خود پی می‌برد. همین باعث می‌شود به یک خانواده دیگر که مذهبی هستند، سپرده شود، اما این پایان ماجراهای او و اطرافیانش نیست.

دخترم نرگس 1398

نرگس، دانشجوی ممتاز دانشگاه ارومیه است و مراحل انتهایی پایان‌نامه خود را سپری می‌کند. او که فرزند سوم خانواده صادقی است همواره گره گشای مشکلات اعضای خانواده، به ویژه برادر بزرگترش نادر بوده و هست اما در روند عادی زندگی شان اتفاقاتی می‌افتد و اسراری فاش می‌شود که احوال نرگس و خانواده را دگرگون می‌سازد.[۲][۳]

روزها و رازها 1387

این سریال ‍‍ژانر پلیسی جنایی با آمیزه‌های شاعرانه و عاشقانه دارد و موضوع آن در خصوص انسان‌هایی است که با توجه به نیروی شخصی و بدون حمایت اجتماع و فرد به طور خودکفا دست به کارشده است و در مقابل مشکل و چالش ایستادگی می‌کند.

ترانه مادری 1387

داستان در مورد دو برادر یتیم به نام‌های بهرام و پویا است. که یک برادر (فرخ، دایی برادرها) و خواهر (فرخنده، خاله برادرها) آن‌ها را به پیشنهاد مادرشان به فرزندی می‌پذیرند. پس از آن، اتفاقی بین شوهر فرخنده، برادر او و فرخ پیش می‌آید که موجب دوری خانواده‌ها از هم می‌شود. با گذشت ۱۵ سال از این ماجرا، مادربزرگ خانواده سعی در نزدیک کردن آن‌ها به هم دارد و سعی می‌کند با کمک کردن به پویا و بهرام تا هر دو در یک دانشگاه قبول شوند، زمینهٔ این نزدیکی را فراهم کند. این وسط، خانه‌ای که مادربزرگ برای ایجاد کانون اصلی این اتفاق‌ها در نظر گرفته، همان خانه‌ای است که به عنوان سهم دو برادر یتیم بوده و فرخ می‌خواهد با فروش آن، صاحب پول کلانی شود.

شهرزاد 1394

شهرزاد (ترانه علیدوستی) دانشجوی پزشکی و فرهاد (مصطفی زمانی) دانشجوی ادبیات و روزنامه‌نگار عاشق هم هستند و می‌خواهند با هم ازدواج کنند. داستان در سال ۱۳۳۲ و زمامداری دکتر مصدق اتفاق می‌افتد. پدران این دو از افراد گوش‌به‌فرمان شخصی متنفذ به نام بزرگ‌آقا (علی نصیریان) هستند. تحولات ۲۸ مرداد، فرهاد را که روزنامه‌نگار و از طرفداران پر و پا قرص مصدق است، به دلیل اتهام به قتل و توطئه علیه سلطنت به پای چوبهٔ دار می‌کشد، اما بزرگ‌آقا او را نجات می‌دهد. پس از آن ماجرا که دیگر فرهاد کمی از وحشت‌زدگی‌اش کم شده تصمیم می‌گیرند مراسم عروسی بگیرند. همه خوشحال‌اند به‌جز پدر شهرزاد (محمود پاک‌نیت) که میلی به این ازدواج ندارد. از آن طرف، بزرگ‌آقا دختری به نام شیرین (پریناز ایزدیار) دارد که با پسرعموی خود، قباد (شهاب حسینی) ازدواج کرده‌است. قباد که هیچ میلی به این دختر بدزبان و مغرور ندارد، چون او عاشقش است، به‌خاطر پدر قدرتمندش بزرگ‌آقا که عمویش می‌شود سکوت می‌کند و مجبور می‌شود بسوزد و بسازد.

قباد و شیرین بچه‌دار نمی‌شوند و دائم بر سر اینکه چه کسی مشکل دارد و بچه‌دار نمی‌شود با هم دعوا می‌کنند. بزرگ‌آقا که دیگر از آن‌ها بسیار خسته شده و احتیاج به وارث دارد، تصمیم می‌گیرد برای دامادش قباد زن بگیرد تا ببیند مشکل از کیست؛ و پس از خود وارثی داشته باشد.

خانه امن 1399

این مجموعه داستان دو مامور امنیتی به نام‌های کمال (حمیدرضا پگاه) و افشین (امین زندگانی) را روایت می‌کند که یکی مسئول تیم ضد تروریستی و دیگری مسئول تیم مبارزه با مفاسد اقتصادی و پولشویی است. کمال طبق اخبار واصله مطلع می‌شود قرار است تیم‌های تروریستی داعش عملیات‌هایی را در ایران به راه بیندازند. کمال و تیمش با اطلاعاتِ دریافتی از خارج از کشور به ردزنی یکی از نیروهای داعش میپردازند تا از طریق او بتوانند رابطش در تهران را شناسایی کنند. رفته رفته طی این ماجرا دو پروندهٔ پیچیدهٔ تروریستی و اقتصادی به هم گره می‌خورد.و در قسمت آخر فصل اول افشین برای ماموریت به تل آویو می رود و...

اسکادران عشق 1375

فريد فرزند يك خلبان هواپيماي كوچك سمپاش كه به تازگي به ايران آمده وارد شغل پدر مي شود و قرار است همراه پدر براي آفت زدايي در مقابل هجوم ملخ ها به يك منطقه در سيستان و بلوچستان بروند. فريد قصد دارد با همسرش مريم از طريق پرواز با هواپيماي سمپاشي از طريق مرز پاكستان به آمريكا نزد مادرش برود، او براي انجام نقشه اش مجبور به همكاري با قاچاقچيان اشياء عتيقه مي شود، مريم با اطلاع يافتن از اين موضوع فريد را قانع مي كند تا شي ارزشمند را نزد پدر بگذارد و بعد با اينكه موافق رفتن از ايران نيست به پاكستان بروند. مريم و فريد پرواز مي كنند، در حين پرواز هواپيما دچار نقص فني مي گردد و فريد مجبور به فرود اضطراري مي شود اما در همين زمان مأموران انتظامي از فريد تقاضا مي كنند تا با استفاده از هواپيماي آنها قاچاقچيان منطقه را غافلگير كرده و دستگير كنند. از طرفي سركرده قاچاقچيان ناصر صراف زاده فريد را گروگان مي گيرد چرا كه فريد را در غافلگير شدن توسط نيروهاي انتظامي مقصر مي داند. فريد با كمك پدرش و مأموران حفاظت منطقه نجات پيدا مي كند و از رفتن به آمريكا منصرف مي شود.

شب های تهران 1379

شيرين قوامي و مينا ايراني دو دختر دانشجو هستند كه براي پايان نامه تحصيلي خود درباره آسيب هاي اجتماعي در تهران بزرگ، گزارشي مصور و جسارت آميز تهيه كرده اند. در همين زمان، ناشناسي دختران چشم آبي را شكار كرده و به قتل مي رساند. شيرين و مينا و اطرافيانشان از جمله آقا رحمت، آبدارچي اداره و پسري به نام فرهاد، بر روي موضوع متمركز مي شوند. اين حساسيت پيام هاي تهديدآميزي به دنبال دارد و متعاقب اين اقدامات، مينا به قتل مي رسد. شيرين در جستجوي راز اين قتل، به هر راننده اي كه پيكان سفيد دارد، مظنون مي شود و چون آخرين بار ديده كه مينا سوار بر پيكان سفيدي شده بود. شيرين در كشاكش اين ماجرا شبي به آقا رحمت، آبدارچي اداره برمي خورد، ابتدا خوشحال مي شود اما كمي بعد تازه درمي يابد كه مينا را آقا رحمت كشته و اكنون در صدد كشتن شيرين هم هست. در آخرين لحظات فرهاد به كمك شيرين مي آيد ولي آقا رحمت فرهاد را با چاقو زخمي مي كند و به تعقيب شيرين مي پردازد و شيرين را در محوطه اي مي يابد اما پليس به همراه فرهاد سرمي رسد.