برچسب حسین رفیعی

دوقلوها 1398

دو شخصیت دوقلو در این مجموعه حضور دارند و اتفاقات و مسائل متعددی توسط این دو شخص روی می‌دهد و قصه‌های جدید و متفاوتی را رقم می‌زنند که برای مخاطب جذاب است.

یکی بود یکی نبود 1399

داستان این مجموعه دربارهٔ خواهر و برادری است به نام نوید و ندا که پدربزرگشان نویسنده کتاب کودکان بوده‌است و برای آنها کتابی مفید و آموزنده به نام یکی بود، یکی نبود به جای گذاشته‌است.رحمان پرهام (پدربزرگ نوید و ندا) در این کتاب داستان‌های کودکانه قدیمی را جمع‌آوری کرده‌است و بچه‌ها به واسطه این کتاب وارد دنیای قصه‌ها می‌شوند.نوید و ندا در مسیر این ماجراجویی‌ها درس‌های بسیاری می‌گیرند و نکته‌های فراوانی را در سبک زندگی ایرانی - اسلامی با بهره‌گیری از امثال و حکم قرآنی می‌آموزند.

دفترخانه شماره 13 1388

داستانهای این مجموعه که برگرفته از اتفاقات واقعی است به بررسی مسائل و مشکلات جوانان و خانواده ها در دو مقطع مهم و حساس زندگی یعنی ازدواج و طلاق می پردازد.

کمکم کن 1377

شولان صاحب يك دامداري، چنان عرصه زندگي را بر دامپزشكي جوان به نام حبيب تنگ مي كند كه او وادار به خودكشي مي شود. شولان براي سرعت دادن به نابودي حبيب، دختري به نام نيلوفر را ـ كه پدرش با شولان آشنا بوده و پس از مرگ والدينش با خواهران كوچكترش زندگي مي كند ـ به سراغ حبيب مي فرستد. نيلوفر كه سوداي خواننده شدن در خارج از كشور را در سرمي پروراند، در ازاي گرفتن ويزا از شولان براي نابود كردن حبيب (كه مداركي را نيز عليه دامداري شولان در اختيار دارد) وارد ميدان مي شود، اما پس از گرفتن مدارك از حبيب، آن دو به يكديگر علاقمند مي شوند. از طرفي شولان وقتي درمي يابد دخترش مهتاب با جواني به نام رفيعي آشنا شده و آن دو قصد ازدواج دارند، رفيعي را به شدت كتك مي زند و مهتاب را از ديدار با او منع مي كند. حبيب، رفيعي و سياوش ـ دوست مشترك آن ها كه همكارش در آهنگري توسط برادرزاده شولان به نام فيضي به قتل رسيده ـ به سراغ شولان مي آيند و با او درگير مي شوند. شولان در پي گرفتن انتقام مرگ دخترش، رفيعي را از طبقه بالاي پاساژ به پايين پرتاب مي كند. فيضي هم به كمك شولان مي آيد، اما حبيب و نيلوفر مي گريزند و شولان و فيضي آن دو را تا شهربازي تعقيب مي كنند. فيضي از بالاي سفينه شهربازي به پايين پرتاب مي شود و حبيب و نيلوفر شولان را كه مجروح است، در باغ وحش به حال خود رها مي كنند.

شیر و عسل 1388

شاهرخ خان جواني 30 ساله و هندي تباري است كه بعد از درگذشت مادرش به همراه مباشرش آميتا به ايران برمي گردد تا طبق وصيت نامه ارثيه اش را از دايي اش تحويل بگيرد...