برچسب حسین جعفریان

طلای سرخ 1381

حسین آقا فردی است با سابقه حضور در جبهه که به عنوان پیک موتوری در یک پیتزافروشی کار می‌کند. به خاطر سفارش‌هایی که از مناطق مرفه شهر به او می‌رسد با زندگی طبقهٔ بورژوای تهران آشنا می‌شود. از طرفی در چندین مواجهه با یک طلافروشی، مورد تمسخر و اهانت قرار میگیرد. سیر او در بین افراد طبقه مرفه جامعه و نگاه به جایگاه خودش در اجتماع و تاثیرات روحی مورد اهانت قرار گرفتن توسط صاحب طلافروشی، باعث میشود دست به یک جنایت بزرگ بزند.

عشق بدون مرز 1377

بیژن پزشک ایرانی است که با سوزان همسر آمریکایی و پسرش بابک در ایران زندگی می‌کنند، با شروع جنگ و حملات هوایی و بمباران‌های پی در پی، سوزان علیرغم میل بیژن با بابک به آمریکا می‌روند. بابک به خاطر این که مادرش در روزنامهٔ تایمز خبرنگار است مجبور می‌شود در محله‌ای شلوغ به مدرسه برود و هر روز شاهد درگیری باندهای خیابانی قاچاق مواد مخدر باشد. سوزان برای تهیه گزارش از چگونگی فعالیت باندهای خیابانی از برادر توبی همکلاسی بابک که خود از اعضاء این باندها است کمک می‌گیرد. روزی سوزان از درگیری دو باند خیابانی عکس تهیه می‌کند و آن‌ها وقتی متوجه می‌شوند، برای گرفتن عکس‌ها بابک را گروگان می‌گیرند. بیژن از ماجرا باخبر می‌شود و برای نجات او به آمریکا می‌رود و با کمک گرفتن از یک باند خیابانی دیگر بابک را نجات می‌دهد.

عامه پسند 1398

فهیمه میربُد بعد از بیست و هشت سال زندگی مشترک، در آستانه شصت سالگی از همسرش جدا می‌شود؛ چک مهریه‌اش را تحویل می‌گیرد و با وسایل شخصی‌اش که اندازه یک چمدان است راهی می‌شود به مقصد زادگاهش. شهرستانی کوچک که همه ساکنین یکدیگر را می‌شناسند و همچنان فضایی سنتی در آن‌جا حکمفرماست. فهمیمه حالا با یک برگ چک‌ در شهری کوچک می‌خواهد دوباره از صفر شروع کند و زندگی که خودش دوست دارد را بسازد؛ او می‌خواهد برای خودش فقط برای خودِ خودش زندگی کند!

چند روز بعد 1385

این فیلم در باره شهرزاد است که مدتی است می خواهد تصمیم مهمی بگیرد، در این زمان او می خواهد انتخاب کردن در شهری مثل تهران را تجربه کند...

امتحان نهایی 1395

«امتحان نهایی» داستان معلم ریاضی مسئول و دلسوزی به نام فرهاد (شهاب حسینی) است که ازقضا با مادر یکی از شاگردانش به نام سعید آشنا شده و قصد ازدواج با او را دارد. دوران حساس بلوغ و قرار گرفتن در محیطی جدید و دوستانی نه‌چندان باب، شرایط را برای سعید و به طبعش، مادر و معلمش بسیار بغرنج کرده است. سعید به‌هیچ‌وجه نمی‌تواند فرهاد را به‌عنوان عضوی از خانواده‌شان بپذیرد و از همین روی سر لج افتاده است. از سوی دیگر، دوستش، غلام که قبلاً به خاطر 0.25 نمره درس ریاضی را رد شده، کینه‌ای عمیق نسبت به فرهاد دارد و با تحت تأثیر قرار دادن سعید اوضاع را خراب‌تر کرده است.

دو زن 1377

فرشته نام آور پس از قبولي در دانشگاه براي ادامه تحصيلات به تهران مي آيد. اما پس از مدتي بدليل مزاحمت هاي مكرر فردي به نام حسن نجفي مجبور به بازگشت به اصفهان مي شود. فرشته كه در اصفهان نيز از مزاحمت هاي حسن در امان نيست در جريان تعقيب و گريز بر اثر سانحه تصادف باعث مجروح شدن كودكي مي شود و حسن نيز به جرم قتل غيرعمد و ايجاد مزاحمت محكوم به 13 سال زندان مي شود. فرشته به كمك يكي از آشنايان خود به نام احمد با پرداخت ديه آزاد شده و عليرغم ميل خود با احمد كه فردي متعصب و بدبين است ازدواج مي كند. حسن كه پس از آزادي خود درصدد گرفتن انتقام از فرشته است در جريان درگيري با احمد او را با ضربات چاقو مجروح مي سازد. فرشته با احمد به تهران آمده و با كمك دوست قديمي خود، رويا، احمد را بستري مي كند ولي احمد به دليل شدت جراحات وارده جان خود را از دست مي دهد.

طلا و مس 1387

سیدرضا طلبه‌ای که به تازگی با خانواده‌اش به تهران آمده، تا در کلاس‌های استاد اخلاقی که وصف او را بسیار شنیده‌است شرکت کند. اما متوجه بیماری اسکلروز چندگانه همسرش زهرا می‌شود و به ناچار برای تهیه هزینه درمان او تغییراتی در شیوه زندگی‌اش می‌دهد...

کیفر 1388

مردي ميانسال به دليل قتل يك جوان در آستانه قصاص است. خانواده وي در تلاش جلب رضايت اولياء دم هستند و در اين رابطه مبلغي را به عنوان پول ديه جور كرده اند كه هنگام انتقال آن از بانك توسط چند سارق دزديده مي شود و...