مرد عینکی 1402
داستان این فیلم در مورد مردی به نام حلیم است. پلیس وارد خانه حلیم میشود و او را از خانهاش میبرد. در زندان، شخصیت حلیم متوجه میشود که به دلیل شباهتش به یک تروریست به نام گرگ (The Wolf)، از سوی پنتاگون تحت تعقیب قرار گرفته است.
داستان این فیلم در مورد مردی به نام حلیم است. پلیس وارد خانه حلیم میشود و او را از خانهاش میبرد. در زندان، شخصیت حلیم متوجه میشود که به دلیل شباهتش به یک تروریست به نام گرگ (The Wolf)، از سوی پنتاگون تحت تعقیب قرار گرفته است.
داستان فیلم قسطنطنیه درباره گروهی از مردم عادی است که با رویای ثروتمند شدن و تغییر سرنوشت خود، تصمیم میگیرند به بهانه واکسیناسیون به ترکیه سفر کنند.
قصه در دهه ۴۰ شمسی روایت شده و محور آن خاطرات پسربچهای به نام کمال است که با خانواده و دوستان درگیر ماجراهای کوتاه و آموزنده میشود. این فصل با پرشی زمانی ۴ ساله نسبت به فصل اول همراه است؛ کمال بزرگتر شده و ارتباطاتش نیز جدیتر شدهاند. کمال تحت تأثیر یک معلم اهل مطالعه رشد میکند و ضمن ارتباط با خانواده، به دغدغههای عمیقتری نزدیک میشود.
دو سه سالی گذشت، رابطه جمشید و زری دیگه مثل سابق نبود، رضا و پری هم دیگه اون رضا و پری قبل نبودند تا اینکه شب عروسی ممد…
این فیلم داستان یک خواهر و برادر به نامهای «پرویز» و «پرستو» را روایت میکند که خرج خود را از راه سرکیسه کردن خانوادههای پولدار درمیآورند. پرویز با کرایه کردن یک ماشین نعشکش به خانه مردههای پولدار میرود و با دادن آدرس آنها به خواهرش پرستو شرایط کلاهبرداری را مهیا میکند. پرستو بهعنوان همسر دوم متوفی و با یک صیغهنامه جعلی وارد مراسم میشود و با معرفی کردن خود به عنوان همسر مبلغی حقالسکوت دریافت میکند.
پرستو که ۴۴ ساله است و نامزدش در زندان به سر میبرد تلاش میکند او را آزاد کند. اما در یکی از کلاهبرداریهای مشترکشان با پرویز اسیر باند خطرناک و مافیاییِ «سالار» میشوند که به تازگی مقدار زیادی دلار اختلاس کرده و با جا زدن خود به عنوان مرده قصد فرار از ایران را دارد. پرستو متوجه این اقدام سالار میشود و تلاش میکند از این اطلاعات جدید برای تَلَکه کردن بیشتر او استفاده کند. غافل از اینکه سرنوشت شرایط دیگری را برای او و پرویز رقم زده
این فیلم داستان اسماعیل (بهرام افشاری)، سعید (هادی کاظمی) و صفا (ایمان صفا) که عضو گروه موسیقی بلک داگز هستند، برای معروفیت و موفقیت تلاش میکنند. اسماعیل (ملقب به اسی) دنبال اجرا جلوی شاه است؛ اما صفا گرایش چپ دارد و با سرودن ترانههای اعتراضی سعی میکند محبوبیتی بین مردم کسب کند؛ ولی به زندان میافتند.